نوشته های با برچسب ‘طنز’
طنز: لباس فرم برای تمام خانمهایی که در مشاغل آزاد فعالیت میکنند!!
از قدیم همین جوری بوده که لباس دلالت داشته بر شغل. مثلاً اگر سر ساختمان بروی و کت و شلوار تر و تمیز و کیف سامسونت داشته باشی، جماعت کارگر همه به تو «آقای مهندس» میگویند. اگر کت و شلوار داشته باشی و دکمه بالای یقهات را بسته باشی و یک سررسید هم زیر بغلت باشد، به تو حاجآقا میگویند و همه میفهمند که صاحب پروژهای. تا حالا کسی ندیده که یک کشتیگیر جلیقه و شلوار و پاپیون روی تشک برود یا یک بیلیاردباز با دوبنده کشتی پای میز بیلیارد بایستد. چون بالاخره هر شغلی یک لباسی دارد.
متأسفانه مدتی است که این تفکیک به هم خورده و جماعت با لباسهای مبدل به شغلهای اصلیشان میرسند. لذا تصمیماتی اتخاذ شده تا اوضاع و احوال درست شود. در همین مورد رئیس مجمع امور صنفی، توزیعی و خدماتی شهر تهران از بررسی طرحی خبر داده که در صورت تصویب و اجرای آن، تمام خانمهایی که در مشاغل آزاد فعالیت میکنند باید از لباس فرم استفاده کنند.
شانزده دلیل برای «میوه فروش» شدن به جای «مهندس نرم افزار» شدن!
حالا چرا میوهفروش؟ این همه شغل؟ به خدا که حرف دل همه نرمافزار نویسای ایرانی همینه… بخونید:
۱- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه میگیرد و نزد خود نگه میدارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانتنامه بانکی یا همه مواد) میگیرد. در حالیکه میوهفروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود.
۲- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرمافزاری ماهها طول میکشد و باعث فرسایش نیروی کار میشود در حالیکه در میوهفروشی، صبح زود بار میوه و سبزی میآوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام میشود، میوهها هم بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش میروند و شما باز هم بار جدیدی میآورید.
آزمون کتبی قبل از ازدواج
۱-مراسم خواستگاری با چه هدفی برگزار میشود؟
الف.خواستگارزنون به روش “برره ای ”
ب.اثبات حماقت داماد به دوستانش
ج.پز دادن خانواده عروس جلوی فک و فامیل
۲-منظور از شیربها در فرهنگ ما چیست؟
الف.پولی که به سوپری سرکوچه در ازای خرید شیرمیدهیم
ب.معرف مارک و کیفیت شیرهای سرلوله است
ج.رابطه تنگاتنگی با درصد چربی موجود در شیر دارد
معیارهای زنان برای ازدواج در سنین مختلف!(طنز)
۱۸ الی ۲۰ سالگی: حداقل لیسانس داشته باشد،قدبلند،خوش بر و رو، خوش تیپ، خوشمزه!، پولدار،دارای ماشین (حداقل ۲۰۶)،ترجیحا خارج رفته.
۲۱ الی ۲۴ سالگی: حداقل فوق دیپلم داشته باشد،قد متوسط هم اشکال ندارد، قیافه چندان مهم نیست، تیپ معقولانه، بداخلاق نباشد،دارای ماشین (حداقل پراید)، خارج رفته نرفته فرقی ندارد.
۲۵ الی ۲۹ سالگی: مدرک تحصیلی چندان مهم نیست،کار داشته باشد کافیست، قدش خیلی کوتاه نباشد ترجیحا، مهم سیرت است نه صورت!، آدم نباید ظاهربین باشد، دست بزن نداشته باشد همین، ماشین نداشت اشکال ندارد ولی قول بدهد بعدا بخرد.
اگر کریستف کلمب ازدواج کرده بود
اگر کریستوفر کلمبوس ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند٬چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد سوالات زیر می گذراند:
- کجا داری میری؟
- با کی داری می ری؟
- واسه چی می ری؟
- چطوری می ری؟