<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>لینکدونی مطالب و عکس ها</title>
	<atom:link href="http://www.linkdoni.net/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.linkdoni.net</link>
	<description>جدیدترین مطالب و عکس ها</description>
	<lastBuildDate>Tue, 21 Feb 2012 14:45:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>طنز پـَ نـَ پـَ های استیلی!</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%b7%d9%86%d8%b2-%d9%be%d9%80%d9%8e-%d9%86%d9%80%d9%8e-%d9%be%d9%80%d9%8e-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%84%db%8c/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%b7%d9%86%d8%b2-%d9%be%d9%80%d9%8e-%d9%86%d9%80%d9%8e-%d9%be%d9%80%d9%8e-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%84%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 14:45:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[پـَ نـَ پـَ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1520</guid>
		<description><![CDATA[استیلی پس از توقف برابر نفت گفت: &#8220;اگر با رفتن من پرسپولیس درست شود می‌روم.&#8221; پـ نـ پـ با رفتنت رویانیان اندوهگین میشه و میگه: &#8220;نرو! تو هم نمی تونی مثل من دووم بیاری! نرو!&#8221; پـ نـ پـ مشکل از شما نیست که با رفتنت بخواد مشکل پرسپولیس حل بشه! تقصیر توپ های فوتبال هست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>استیلی پس از توقف برابر نفت گفت: &#8220;اگر با رفتن من پرسپولیس درست شود می‌روم.&#8221;<br />
پـ نـ پـ با رفتنت رویانیان اندوهگین میشه و میگه: &#8220;نرو! تو هم نمی تونی مثل من دووم بیاری! نرو!&#8221;</p>
<p>پـ نـ پـ مشکل از شما نیست که با رفتنت بخواد مشکل پرسپولیس حل بشه! تقصیر توپ های فوتبال هست که خیلی گردن و دروازه های فوتبال که خیلی گنده هستن!</p>
<p>پـ نـ پـ با رفتنت پرسپولیس میشه تیم دوازدهم جدول و در همون هفته های سیزدهم چهاردهم بی خیال قهرمانی میشه!</p>
<p>پس قبول داری الآن پرسپولیس خراب هست و نیاز به درست شدن داره؟! (ستاد مبارزه با پـ نـ پـ)</p>
<p>***<br />
استیلی پس از توقف برابر نفت گفت: &#8220;امشب فکرهایم را می‌کنم!&#8221;<br />
سئوال: استیلی در مورد استعفا دادن می خواد فکر کنه؟!<br />
پـ نـ پـ می خواد کاندیدای ریاست جمهوری بشه، می خواد فکر کنه احساس تکلیف کرده یا نه!<br />
پـ نـ پـ از بارسلونا اومدن ازش خواهش می کنن سرمربی تیمشون بشه می خواد فکر کنه بره یا بمونه!<br />
پـ نـ پـ اومدن خواستگاریش می خواد تصمیم بگیره بعله رو بگه یا نه!<br />
امشب در سر شوری دارم &#8230; (ستاد مبارزه با پـ نـ پـ)</p>
<p>***<br />
استیلی گفت: &#8220;متاسفانه فقط نتوانستیم به ۳ امتیاز دست یابیم.&#8221;<br />
سئوال: مگه ۳ امتیاز مهمه؟!<br />
پـ نـ پـ تعداد پرتاب های اوت دستی و مقدار شعارهای داده شده بر علیه سرمربی و گرفتن جام اخلاق مهمه!<br />
پـ نـ پـ مهم اینه که تا اخراجت نکردن استعفا ندی و سرمربی بمونی!<br />
آخه چرا سیاست نداری؟! قول قهرمانی در جام حذفی رو بده! شونصدم جدول لیگ برتر هم بشی اگه قهرمان جام حذفی شده باشی، همه خوشحال میشن! (ستاد مبارزه با پـ نـ پـ)</p>
<p>***<br />
استیلی سوشا مکانی را ستاره بازی این تیم مقابل نفت خواند و گفت: &#8220;قطعا اگر مکانی نبود ما سه امتیاز مسابقه را به دست می آوردیم.&#8221;<br />
سئوال: الآن تقصیر استیلی بود که پرسپولیس نتونست نفت رو ببره؟!<br />
پـ نـ پـ تقصیر سرمربی نفت بود که سوشا مکانی رو بازی داد.<br />
پـ نـ پـ تقصیر سوشا بود که به جای اینکه شرایط بحرانی پرسپولیس رو درک کنه و گل بخوره هی شوت های بازیکن ها رو می گرفت!</p>
<p>***<br />
استیلی گفت: &#8220;شما توجه داشته باشید ما امروز با تیم صدر جدول بازی می کردیم نه با تیم میانه جدول.&#8221;<br />
- البته این روزها در جدول رده بندی لیگ برتر، ده دوازده تیم بالاتر از پرسپولیس هستند و مربی پرسپولیس می تونه بعد از این توی اکثر بازی ها از این توجیه برای نتیجه نگرفتن استفاده کنه!</p>
<p>***<br />
استیلی گفت: &#8220;من هم پرسپولیس را دوست دارم و اگر به من بگویند برو آن را روی چشم می گذارم و می روم.&#8221;<br />
پـ نـ پـ اگه گفتن برو بگو من همین جا می مونم و جایی نمی رم!<br />
پـ نـ پـ اگه گفتن برو بگو نمی رم؛ می تونین با زور منو بندازین بیرون!<br />
پـ نـ پـ اگه گفتن برو بگو: &#8220;منکه به این خوبی سرمربی گری می کنم برات؛ منکه این همه تساوی و باخت میارم برات، بذارم برم؟!&#8221;</p>
<p>***<br />
استیلی همچنین گفت: &#8220;امشب باید فکر کنم؛ در جلسه ای که طی روزهای آینده با آقای رویانیان خواهم داشت شاید تصمیمات دیگر اتخاذ کنم.&#8221;<br />
سئوال: تصمیم اتخاد کنه که استعفا بده؟!<br />
پـ نـ پـ تصمیم بگیره رویانیان مدیرعامل پرسپولیس بمونه یا نه!<br />
پـ نـ پـ تصمیم بگیره کفاشیان رو اخراج کنه یا نه!<br />
عجب! شما تصمیم اتخاذ کنی؟!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%b7%d9%86%d8%b2-%d9%be%d9%80%d9%8e-%d9%86%d9%80%d9%8e-%d9%be%d9%80%d9%8e-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%84%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه دختران مجرد را تشخیص دهیم؟</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%af%d9%87%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%af%d9%87%db%8c%d9%85%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Feb 2012 16:19:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[متاهل]]></category>
		<category><![CDATA[مجرد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1517</guid>
		<description><![CDATA[دنـیــایی را تصـور کـنید کـه در آن هـمــه ی افراد مجرد روی پـیـشانیـشان نوشته می شد و روی پیشانی افراد متاهل نیز وضعیتشان را مینوشتند. آیا به نظرتان زندگی اینطور شـادتر نبود؟ مسلماً با این کارپیچیدگی زندگی کمتر می شد، مخـصوصـاً بـرای آن افرادی که پیوسته دنبال شخصی هستند تا به اندازه ی خودشـان مشـتاق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دنـیــایی را تصـور کـنید کـه در آن هـمــه ی افراد مجرد روی پـیـشانیـشان نوشته می شد و روی پیشانی افراد متاهل نیز وضعیتشان را مینوشتند. آیا به نظرتان زندگی اینطور شـادتر نبود؟ مسلماً با این کارپیچیدگی زندگی کمتر می شد، مخـصوصـاً بـرای آن افرادی که پیوسته دنبال شخصی هستند تا به اندازه ی خودشـان مشـتاق برای ادامه رابطه باشد. بله، اینطـوری انتخاب ها در زندگی بسیار آسان تر میشد.</p>
<p>به گزارش سه نسل، اما حال که دنیا اینطوری نیست، ما باید با این واقعیت روبه رو شـویـم. ایــنکه بدانیم سمت چه کسی برویم که دست رد بـه سیـنـه مـان نـزنـد کـار دشـواری اســت، امـا باید یاد بگیریم. کمی روی تکنیک های<br />
انتخاب همسر خودتان بیشتر دقت کنید و حرکاتتان را مرور کنید. من به شما کمک<br />
می کنم که بتوانید افراد مجرد را از متاهل تشخیص داده و بفهمید چه زمان یک شخص آمادگی لازم را برای برقراری رابطه دارد.</p>
<p>چه کسی آمادگی لازم را دارد؟<br />
متاسفانه ما در دنیایی زندگی نمی کنیم که مجرد یا متاهل بودن افراد روی پیشانی هایشان حک شده باشد. تشخیص مجرد یا متاهل بودن بسیار دشوار و نیازمند زمان است و با یک دیدار قطعی نمی شود.</p>
<p>به خاطر داشته باشید که یک راه معین برای تشخیص این مسئله وجود ندارد. شما باید از ترفندها و راه های زیادی در این زمینه کمک بگیرید.<br />
<span id="more-1517"></span><br />
حالات ظاهری زنان مجرد</p>
<p>به اطراف نگاه می کند: در مهمانی ها و کلوب ها زنان متاهل معمولاً علاقه ای به اینطرف و آنطرف نگاه کردن نداشته و به دنبال همراهی برای خود نمی گردند. اما دخترهای مجرد پیوسته مشغول نگاه کردن به اطراف در جستجوی مردی برای همراهی هستند.</p>
<p>به شما نگاه می کند و لبخند می زند: نگاه کردن معمولاً جزء اولین علائم علاقه است. و اگر می بینید که زنی شما را عمیقاً نگاه می کند و لبخندی روی لبانش است، به این معنی است که دوست دارد شما را هم امتحان کند. پس جلو بروید.</p>
<p>با مردها در مهمانی صحبت می کند: اگر می بینید که زنی با مردها در فاصله های مختلف صحبت می کند، نشاندهنده ی این است که طالب گفتگو است. جلو رفته و سر صحبت را باز کنید تا بیشتر در مورد او بفهمید.</p>
<p>با سایر زوج ها با ناراحتی نگاه می کند: اگر از دور<br />
مشغول نگاه کردن به او هستید و می بینید که با ناراحتی به سایر زوج ها نگاه<br />
می کند، احتمالاً یاد زمان هایی افتاده است که خود نیز کسی را در کنارش<br />
برای همراهی داشته است. اینجاست که شما باید وارد عمل شوید.</p>
<p>حرکاتش به خوبی بیان می کند که مجرد است: زبان جسمانی یک فرد خیلی چیزها می تواند در مورد او بازگو کند. مطمئناً اگر زنی متاهل باشد موهای خود را افشان نمی کند و اینقدر به سادگی سمت مردها نمی رود. اگر اینقدر شجاعت دارید که به او نزدیک شوید، جلو رفته و ببینید که زبان جسمانی او چه می گوید:<br />
کسی که به صندلی تکیه داده و دست به سینه نشسته است: “جلو نیا وگرنه با پاشنه ی کفشم می کوبم توی صورتت.”<br />
کسی که به آرامی بازو و پایش را لمس می کند: ” بیا با هم صحبت کنیم.”</p>
<p>زیاد صحبت میکند: اگر مثلاً با یکی از زنان همکارتان<br />
شروع به صحبت می کنید، و در یکی از این گفتگوها به شما می گوید که سگی به<br />
اسم جولی دارد، آشپزی زیاد می کند، هر هفته به باشگاه می رود، و به کلاس<br />
های هنری نیز می رود به این معنی است که مجرد است و همه ی این کارها را<br />
برای مشغول نگاه داشتن خود انجام می دهد.</p>
<p>معمولاً با دخترها برای گردش بیرون می رود: زنان متاهل اگرچه با دوستان<br />
دحترشان هم بیرون می روند اما وقت زیادی را هم برای بیرون رفتن با مردشان<br />
صرف می کنند. اگر می بینید که زنی فقط و فقط با دخترها بیرون می رود نشان<br />
دهنده این است که مردی برای بیرون رفتن با خود ندارد.</p>
<p>با سایر مردها می رقصد: اگر می بینید که زنی در یک<br />
میهمانی با مردهای متعدد و مختلفی می رقصد (و می دانید که با یک گروه دختر<br />
به آن مهمانی آمده است) می تواند نشاندهنده ی این باشد که با مردی رابطه<br />
ندارد و در صدد برقراری ارتباط و شروع یک رابطه است.</p>
<p>رفتاری بسیار دوستانه دارد: تجربه نشان می دهد که زنان<br />
متاهل در مقایسه با زنان مجرد رفتاری کمتر دوستانه با سایر مردها دارند.<br />
وقتی می بینید که زنی با همه مردها بسیار دوستانه و مهربانانه برخورد می<br />
کند، احتمال این وجود دارد که مجرد باشد.</p>
<p>خودتان بفهمید…</p>
<p>اگر فرد<br />
خاصی را در ذهن خود دارید، لزومی ندارد که همه ی این نکات را تند تند در<br />
مورد او امتحان کنید تا بفهمید که مجرد است یا خیر. می توانید این مسئله<br />
را خودتان به راحتی با نزدیک شدن به او و درخواست شماره تلفنش متوجه شوید.<br />
ممکن است بگوید که دوست پسر دارد، اما شما باید تلاشتان را بکنید.</p>
<p>اگر چنین چیزی گفت می توانید از او بپرسید که دوست پسرش چطور به او<br />
اجازه می دهد که تنها بیرون برود و با عکس العمل او می توانید پی به راست<br />
یا دروغ بودن حرفش ببرید.</p>
<p>در مواجه با یکی از همکاران این کار سختی است. چون نمی توانید مستقیماً<br />
جلو رفته و بپرسید دوست پسر دارد یا نه. برای چنین افرادی می توانید از<br />
همان راه هایی که قبلاً ذکر شد استفاده کرده و از حرکاتش پی به قضیه ببرید.</p>
<p>پس اگر دیدید که همه ی علائم در مورد او نشاندهنده ی این بود که مجرد<br />
است، همه علاقه و اشتیاق و توان خود را جمع کرده و به سمتش بروید. اگر شما<br />
را رد کرد، ناراحت نشوید و فکر کنید که متاهل بوده است. زنان دیگری هم برای<br />
انتخاب کردن هستند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%af%d9%87%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتقاد داوود میربارقری از نارنجی پوش: از مهرجویی انتظار بیشتری داشتم</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%8a%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%82%d8%b1%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%8a-%d9%be%d9%88%d8%b4-%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%8a%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%82%d8%b1%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%8a-%d9%be%d9%88%d8%b4-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Feb 2012 16:04:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[داوود ميرباقري]]></category>
		<category><![CDATA[فيلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهرجويي]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجي پوش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1512</guid>
		<description><![CDATA[در برنامه‌ی این هفته هفت داوود میرباقری یکی از اعضای هیات داوران سودای سیمرغ سی‌امین جشنواره  فیلم فجر میهمان برنامه بود و درباره داوری جشنواره امسال صحبت کرد. داود میرباقری ضمن توضیحاتی در باب داوری بیان کرد: معیار و ملاک های داوری این دوره نیز براساس هرآنچه تا به حال رخ می داده انجام شده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در برنامه‌ی این هفته هفت داوود میرباقری یکی از اعضای هیات داوران سودای سیمرغ سی‌امین جشنواره  فیلم فجر میهمان برنامه بود و درباره داوری جشنواره امسال صحبت کرد.</p>
<p>داود میرباقری ضمن توضیحاتی در باب داوری بیان کرد: معیار و ملاک های داوری این دوره نیز براساس هرآنچه تا به حال رخ می داده انجام شده است. و برگزیده ها در تمام بخش ها با اتفاق آرای هیئت داوران انتخاب شده اند. وی در ادامه افزود: بعد از مراسم اختتامیه و اعلام برگزیده ها، اعتراضاتی در مورد نحوه انتخاب و منتخبین شنیدم اما از نظر من و با توجه به رویه ای که در طول داوری جشنواره اتفاق افتاد باید بگویم این هیجانات بر پایه منطق صورت نگرفته است. در این حوزه رقابتی هر دوره ای عده ای موفق به کسب جایزه می شوند، گرچه تمام کسانی که به عنوان کاندید هم معرفی می شوند جایزه خود را با دیدن تلاش شان گرفته اند.<br />
داور بخش اصلی جشنواره سی ام فیلم فجر در مورد بخش های مختلفی که برای آن به داوری نشسته است گفت: در این دوره تمام فیلمنامه ها دچار مشکل بودند. سینمای ایران با مشکل اساسی ای در مورد فیلمنامه مواجه است. اگر این مشکل را حل کنیم تازه به مشکلات بعدی که شامل تهیه کننده و عقب ماندگی سینمای ایران می شود خواهیم رسید. وی در ادامه افزود: بالاترین نمره من به فیلمنامه ۱۶ بود، این مطلب برای سینمایی که رتبه ۴ ام دنیا را در تولیدات سینمایی دارد، باعث افسوس و تأسف است.<br />
کارگردان و مدرس سینما و تلویزیون ایران، خلق شخصیت را در فیلمنامه بزرگ ترین معضل فیلمنامه های سینمای ایران دانست و افزود: اکثریت فیلمنامه نویسان ما در خلق کاراکترهای اصلی فیلم خود دچار مشکل هستند. زمانی که شخصیت اول داستان به درستی تعریف نشود و فیلمنامه نویس ابعاد مختلف شخصیتی او را حتی برای خود ترسیم نکند، نمی تواند موقعیت های زمانی و مکانی مختلف را با توجه به این کاراکتر به درستی تصویر کند. قدم نخست برای نگارش یک فیلمنامه خلق یک شخصیت و آگاهی و شناخت به تمام ابعاد حسی و رفتاری اوست، وقتی که این اتفاق بیفتد کافی است که کاراکتر اصلی خود را در فضای فیلمنامه رها کنید، او خود می تواند موقعیت های مختلف را ایجاد کند.<br />
وی در پایان صحبت های خود با اشاره به این که ۱۰ سال از سینمای ایران دور بوده است افزود: در طول این ده سال با سینما در تعامل بوده ام و نمی توان گفت جریان ساخت سریال «مختارنامه» مرا به قاب تلویزیون محدود کرده است. اما حالا که به بطن سینما بازگشته ام متأسفانه شاهد این موضوع هستم که سینما در طول این مدت نه تنها پیشرفت نکرده است که درجا زده و حتی در برخی موارد پس رفتگی نیز داشته است. وی انتظارات خود را از فیلم ها چنین بیان کرد: از فیلم «نارنجی پوش» داریوش مهرجویی انتظار بیشتری داشتم. معتقدم این فیلم اگر ده سال پیش برای کارنامه مهرجویی رقم می خورد قابل قبول تر بود. اما در میان تمام فیلم هایی که دیدم «روزهای زندگی» پرویز شیخ طادی مرا شگفت زده کرد. زمانی که یک فیلم بتواند فیلم سازان دیگر را به همان اندازه مخاطبان دیگر تحت تأثیر قرار دهد و عواطف اش را درگیر کند بی شک اتفاق فرخنده و بزرگی رخ داده است.</p>
<p><span id="more-1512"></span></p>
<p>سینما پرس</p>
<p><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img class="aligncenter" src="http://caffecinema.com/images/stories/sh/5/mirbagheri.jpg" alt="" width="395" height="260" border="0" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%8a%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%82%d8%b1%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%8a-%d9%be%d9%88%d8%b4-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادداشت منتقد کافه سینما پس از تماشای فیلم فرزندان، ساخته الکساندر پاین</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%af-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d9%81/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%af-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d9%81/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Feb 2012 16:01:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[الکساندر پاین]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندان]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1513</guid>
		<description><![CDATA[کافه سینما-حسین گودرزی: &#8230;اگر خیانت و یا هر معضل دیگری در جامعه زیاد شده است طبیعی است که بازتاب آن را در سینما نیز ببینیم. اما برخلاف آن‌هایی که در مواجهه با نقد این آثار همیشه این جمله را بیان می‌کنند که این‌ها بازتاب شرایط فعلی جامعه هستند و بی‌ارزش بودن این آثار را با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>کافه سینما-حسین گودرزی:</strong> &#8230;اگر خیانت و یا هر معضل دیگری در جامعه زیاد شده است طبیعی است که بازتاب آن را در سینما نیز ببینیم. اما برخلاف آن‌هایی که در مواجهه با نقد این آثار همیشه این جمله را بیان می‌کنند که این‌ها بازتاب شرایط فعلی جامعه هستند و بی‌ارزش بودن این آثار را با بهانه شرایط اجتماعی و بازتاب آن‌ها توجیه می‌کند باید بگویم که شارلاتانیسم هنری و سینمایی در مملکت ما این بار بازتاب مستقیم شرایط اجتماعی را بهترین بستر برای خود یافته است. این ما هستیم که باید بدانیم نمایش صرف آن‌ها مساوی تعهد به حساب نمی‌آید. فیلمسازی که دلش به حال جامعه‌ و مردمش می‌سوزد فقط به نمایش ضعف‌ها و بحران‌ها نمی‌پردازد. این کار دقیقا به مثابه این می‌ماند که به سایرین هشدار داده شود که این معضل وجود دارد و بس. ما به ارزش‌های کارگردان و سینما بیش از این‌ها معتقدیم. این که کارگردانی بخواهد به دیگران هشدار دهد تا آن‌ها فکری کنند که اصلا در حد و اندازه‌های سینما نیست. خود سینما و یک فیلم باید به اندازه خودش بتواند کاری کند. دقیقا مثل کاری که الکساندر پاین در فیلم اولاد انجام می‌دهد. به جای هشدار به سایر نهادها و مردم، خودش آستین‌هایش را بالا می‌زند و با قصه‌گویی آرام و متین‌اش و سرگرمی و طنز ظریفی که دارد، و حتی توجه به گیشه و کلیشه‌ها، تماشاگر را از دل یک بحران نمایشی به پلان پایانی پرامید فیلم می‌رساند. جایی که پدر و دو فرزندش بعد از آن‌ همه تفاوت عقاید و سلایق و فرهنگ و آن‌ همه اتفاق و خیانت و مرگ، پتویی را روی پاهایشان انداخته‌اند و روبروی تلویزیون نشسته‌اند. در کنار هم. آن‌ها از دل این همه بحران توانستند کنار هم بودنشان را بیابند. چیزی که قبل از این بحران‌ها آن را نداشتند. شرف، تعهد، هنر و البته انسانیت یعنی همین. و ما همه این‌ها را در دل یک سرگرمی می‌بینیم&#8230;</p>
<p dir="rtl"><strong>متن کامل را بخوانید.</strong></p>
<p dir="rtl"><span id="more-1513"></span></p>
<p><img src="http://caffecinema.com/images/stories/zzz-descendantsss.jpg" alt="" width="463" height="258" border="0" /></p>
<p dir="rtl">تماشای فیلم تحسین شده اولاد (نسل‌ها) برای تمامی کسانی که معتقدند سینمای ایران این روزها بیش از اندازه به موضوع خیانت می‌پردازد نکات فراوانی را به همراه دارد. و از آن مهمتر تماشایش به فیلمسازان ظاهرا متعهدی توصیه می‌شود که این فراوانی فیلم‌هایی با موضوعات تلخ و بخصوص خیانت را اینگونه توجیه می‌کنند که این بازتاب مستقیم شرایط اجتماعی فعلی ماست.اما جالب است که این دوستان تلخ اندیش ظاهرا متعهد نسبت به جامعه و مردم، کاری جز نمایش واقعیت (فرض می‌کنیم که این کار را هم درست انجام می‌دهند) ندارند و گویا تمام انرژی و زور و هنرشان همین نمایش صرف معضلات است. این که نشد تعهد. ای کاش این فیلمسازان نسبت به فیلم‌های هالیوودی که مدام لقب سرگرمی محض و گیشه‌ای و کلیشه‌ای و سطحی و بی‌تعهد و امثالهم را نصیبشان می‌کنند تجدید نظر کنند و بنشینند و بدون هیچ پیش فرضی فیلم اولاد ساخته الکساندر پاین را ببینند.</p>
<p dir="rtl">به جرات می‌توان گفت که تصویری که فیلم اولاد از مرگ ارائه می‌دهد هم به اندازه تمام ادعاهای این فیلمساز روشنفکرها مستقیم و بی‌واسطه است. به یاد بیاورید سکانس ماقبل پایانی فیلم را که پدر و دو دخترش در قایق نشسته‌اند و خاکستر مادر خیانت کارشان را به دریا می‌سپارند. یک نمای درشت از خاکستر کف کرده روی دریا و یک نما از زیر آب از آن. اما برخلاف تصور فیلمسازهای ما آن‌ها با نمایش مستقیم یک معضل کار را تمام شده نمی‌دانند. و این جاست که آدم متحیر می‌ماند که این فیلمساز از دل این نمایش مستقیم مرگ و خیانت چگونه به صحنه پایانی می‌رسد که سراسر امید و انرژی و قوت قلب است برای تماشاگر.</p>
<p dir="rtl">اگر خیانت و یا هر معضل دیگری در جامعه زیاد شده است طبیعی است که بازتاب آن را در سینما نیز ببینیم. اما برخلاف آن‌هایی که در مواجهه با نقد این آثار همیشه این جمله را بیان می‌کنند که این‌ها بازتاب شرایط فعلی جامعه هستند و بی‌ارزش بودن این آثار را با بهانه شرایط اجتماعی و بازتاب آن‌ها توجیه می‌کند باید بگویم که شارلاتانیسم هنری و سینمایی در مملکت ما این بار بازتاب مستقیم شرایط اجتماعی را بهترین بستر برای خود یافته است. این ما هستیم که باید بدانیم نمایش صرف آن‌ها مساوی تعهد به حساب نمی‌آید. فیلمسازی که دلش به حال جامعه‌ و مردمش می‌سوزد فقط به نمایش ضعف‌ها و بحران‌ها نمی‌پردازد. این کار دقیقا به مثابه این می‌ماند که به سایرین هشدار داده شود که این معضل وجود دارد و بس. ما به ارزش‌های کارگردان و سینما بیش از این‌ها معتقدیم. این که کارگردانی بخواهد به دیگران هشدار دهد تا آن‌ها فکری کنند که اصلا در حد و اندازه‌های سینما نیست. خود سینما و یک فیلم باید به اندازه خودش بتواند کاری کند. دقیقا مثل کاری که الکساندر پاین در فیلم اولاد انجام می‌دهد. به جای هشدار به سایر نهادها و مردم، خودش آستین‌هایش را بالا می‌زند و با قصه‌گویی آرام و متین‌اش و سرگرمی و طنز ظریفی که دارد، و حتی توجه به گیشه و کلیشه‌ها، تماشاگر را از دل یک بحران نمایشی به پلان پایانی پرامید فیلم می‌رساند. جایی که پدر و دو فرزندش بعد از آن‌ همه تفاوت عقاید و سلایق و فرهنگ و آن‌ همه اتفاق و خیانت و مرگ، پتویی را روی پاهایشان انداخته‌اند و روبروی تلویزیون نشسته‌اند. در کنار هم. آن‌ها از دل این همه بحران توانستند کنار هم بودنشان را بیابند. چیزی که قبل از این بحران‌ها آن را نداشتند. شرف، تعهد، هنر و البته انسانیت یعنی همین. و ما همه این‌ها را در دل یک سرگرمی می‌بینیم.</p>
<p dir="rtl"><strong>کافه سینما/ حسین گودرزی</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%af-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه بفهمیم دختری از ما خوشش می آید یا خیر؟</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%b4-%d9%85%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%af-%db%8c%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%b4-%d9%85%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%af-%db%8c%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Feb 2012 20:44:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خواستگاری و ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[آقا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[علاقمندی]]></category>
		<category><![CDATA[مردان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1509</guid>
		<description><![CDATA[آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند… شـنیدن جواب رد از طـرف یـک زن بـرای مـردان اصـلا” مسئله خوشایندی نمی باشد. هیچ چیـز بـه انـدازه اینکه زن رویاهایتان تقاضای ازدواج شمـا را نـپـذیـرد، برای اتـان گـران تـمـام نـمی شود. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند…<br />
شـنیدن جواب رد از طـرف یـک زن بـرای مـردان اصـلا” مسئله خوشایندی نمی باشد. هیچ چیـز بـه انـدازه اینکه زن رویاهایتان تقاضای ازدواج شمـا را نـپـذیـرد، برای اتـان گـران تـمـام نـمی شود. پـیـش خـود تـصـور میکردید که او به شما علاقه مند است ولی….</p>
<p>احتمالا” برداشتتان از علائم علاقمندی او اشتباه بوده است.<br />
از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علایق رومانتیک خود بصورتی زیرکانه و پیچیده عمل میکنند(مگراینکه طرف مقابلشان خوش تیپ و پول دار باشد آنجوری که خودشان اظهار می کنند) و اکثر آنها جوابهای ضـد و نقیضی میـدهـند چون خودشان مطمئن نیستند که چـه چیزی در سرشان میگذرد.<br />
بنابراین آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند.<br />
در زیر برخـی از نـشـانه هـای کـه می تـواند نـشانه علاقمندی یک زن باشد را مشاهده میکنید:<br />
علائم علاقه مندی اغلب زنان :<br />
۱- او همگام با شما است ناگهان متوجه میشوید که او همه جا حضور دارد. او “بطور اتفاقی” هر کجا شما هستید پیدایش می شود، یا در راه روی محل کارتان مرتب جلوی شما قدم میزند، یا “تصادفی” به شما برخورد میکند، یا در میهمانی در اطراف شما مانور می دهد.<br />
آنچه که او انجام میدهد تلاش برای جلب توجه شما است، و بـرای این اسـت که خود را در موقعیتی قرار دهد تا شما “قدم اول” را بردارید. مسئله اینـجا اسـت کــه بـسـیـاری از مردان نسبت به این عمل زنان بی توجه هستند و به همین دلیـل بسیاری از فرصت ها را از دست میدهند. مردان مستقیم عمل می کنند، زنان غیر مستقیم. بنابرایـن اگر زنـی مکررا” شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اینکه(صد در صد نیست) او اینکار را عمدا” انـجام میدهد زیاد است.</p>
<p><span id="more-1509"></span><br />
۲- او حرکاتی بخصوص انجام می دهدیک جمله قدیمی می گوید:”جسم دروغ نمی گوید.” طبیعت بشر را جوری برنامه ریزی نموده که هنـگام ابـراز عـلاقه بـی اخـتیـار شـروع بـه انـجام یـک سـری حرکات جسمانی مشخص میکند. این اعمال غیر شفاهـی از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چیزی جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس کردن، متغیر است.<br />
در اینجا برخی از علائم زبان جسمانی را مشاهده میکنید:<br />
اشاره نمودن در جهت شما با پاها یا شانه ها<br />
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت<br />
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو<br />
تقلید از حرکات شما ( مثلا” اگر دست خود را روی میز بگذارید او هم همین کار را میکند.)<br />
لبخند زدن هنگامیکه شما او را برانداز میکنید.<br />
اگر برخی از این علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نمودید، تقریبا” می توانید مطمئن شوید که او چراغ سبز شروع رابطه برای ازدواج را دارد به شما نشان میدهد.<br />
۳- او هیچگاه برای شما سرش شلوغ نیست این اصلی ترین قانون بازی عشق است. اگر زنی علاقه به برقراری رابـطـه و بـیرون رفتن با شما داشته باشد، همیشه خودش را در دسترس قرار میدهد. یـعنـی او یـک شـمـاره تلفن کاری یا آدرس ایمیل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن یا ایـمیـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را برای با هم بودن خواهد پذیرفت – و اگر او در روزی که شما تعیـین کرده اید وقت نداشت، چیزی شبیـه این خواهد گفت: “خوب، این پنجشنبه نمیتونم، اما اگر اشکال نداره بندازیم برای پنجشنبه دیگه، باشه؟ “شـمـا هـرگـز از یـک زن عـلاقـمـند چـنین جملاتی را نخواهید شنید: ” الان واقـعـا” سـرم شلوغه”، یا “بذار بینم وقت دارم”، یا “نمیدونم بتونم بیام یا نه”<br />
۴- او در مورد شما کنجکاو است زنی که به شما علاقمند است دوست دارد همه چیزتان را بداند ( تا بتواند در این مـورد با دوستان دخترش صحبت کند). او درمورد خانواده،پیشینه،سلیقه غذایی، موسیقی، فیلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد کرد. انگیزه اصلی او این اسـت کـه عـلایـق شما را بشناسد تا بتواند خود را دارای علایق مشــتـرک بــا شما نموده و پـیـوسـتـگـی بیشتری با شما ایجاد کند- اگر از قایق سواری خوشتان نمیآید، او نیز ناگهان از این کار متنفر می شود.<br />
۵- او وضعیت مالی شما را می سنجدزن علاقمند دوست دارد منابع و بنیه مالی همسر آینده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتی مانند: “کجا زندگی میکنی؟”، “چه ماشینی داری؟” و “شغلت چیه؟” مـیتواند نشانه علاقمندی وی باشد. اگر پاسخ این سؤالات مطابق با “استانداردهای” او باشــد، علائم بعدی ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباری از مه فرو خواهد رفت.<br />
توجه :<br />
البته پیشنهاد ما این است که اگر دیدید دختری خیلی چشم به مال و اموال شما دوخته، اصلا وقت خود را برای چنین دختری صرف نکنید زیرا او همسر خوبی برای شما نخواهد شد بلکه در موقع دارایی همدم پول شما خواهد بود و در موقع تنگدستی مته ای بر اعصاب شما.<br />
۶- او در مورد آینده صحبت می کند یک زن علاقمند همیشه دوست دارد در مورد نقشه های آینده و کارهایی که میتوانید با هم انجام دهید اشتیاق نشـان مـی دهد. درواقع او اغلب چیزی شـبـیـه ایـن میـگـویـد: “وای… تـو هـم از پارک خوشت میاد؟.”<br />
۷- او بیقراری و بی تابی میکند,اگر او واقعا” علاقمند باشد، دور و بر شما دستپاچه و بیقرار خواهد بود، بخصوص هنگامیکه شما نتوانید متوجه علائم اشتیاق او شوید. البته ممکن است که ذاتا” یک شخص خجالتی نرمال باشد – اگر او فقط پیش شما بی قراری میکند، احتمالا در سرش فکر ازدواج دارد.<br />
۸- او نسبت به زنان دیگر، حسادت می ورزد ؛یک زن سعی می کـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند یک عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ کند.<br />
نشانه های فوق ممکن است لزوما” دلیل بر علاقـمـندی یک زن نـبـاشد چـون بـرخـی از زنان کلا” با دیگران حالتی دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زیـادی از ایـن عـلائم را در فـردی مشاهده نمودید میتوانید به خود امیدواری دهید و به دلتان صابون بزنید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%b4-%d9%85%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%af-%db%8c%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۰ ویژگی زنان کارآفرین موفق</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%db%b1%db%b0-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%db%b1%db%b0-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 12:40:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی]]></category>
		<category><![CDATA[کارآفرین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1507</guid>
		<description><![CDATA[در سرتا سر جهان، زنان هر روز نقش بزرگ تری در اقتصاد کشور خود ایفا می کنند]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در سرتا سر جهان، زنان هر روز نقش بزرگ تری در اقتصاد کشور خود ایفا می کنند.<br />
در کشورهای ثروتمند، نرخ پایین رشد جمعیت به همراه پیر شدن جمعیت، دولت ها را به لزوم فعالیت اقتصادی زنان آگاه کرده است زیرا نیمی از جمعیت آن ها را زنان تشکیل می دهند و محروم شدن اقتصاد از توانایی های این قشر ضررهای فراوانی در پی خواهد داشت.</p>
<p>در همین راستا دولت ها با اصلاح قوانین کار، تاسیس مراکز آموزشی و حمایت از زنان شاغل و کارآفرین، سعی کرده اند زمینه را برای ورود آن ها به بازار کار فراهم کنند. در ادامه مقاله حاضر ویژگی های زنان کارآفرین موفق ذکر می شود</p>
<p>۱) دیدگاه مثبت<br />
دیدگاه مثبت عامل اصلی تبدیل ایده ها به برنامه های عملی و اجرای این برنامه هاست. نگاه مثبت به وضعیت، زمینه نوآوری و رفع مشکلات را فراهم می کند و انرژی درونی، آزاد می کند. کارآفرینی دشوار است و اگر دیدگاه های منفی بر ذهن سلطه داشته باشند با نخستین مانع تلاش ها متوقف می شود. همواره مراقب ذهن خود باشید و اجازه ندهید روحیه تان با افکار منفی تضعیف شود. واقع بینی ضروری است اما در نظر گرفتن موانع با نگاه صنفی داشتن بسیار تفاوت دارد. برای مثبت باقی ماندن زنان کارآفرین، اطرافیان خود را از بین افراد خوش بین انتخاب می کنند.<br />
<span id="more-1507"></span><br />
۲) غلبه بر موانع<br />
بررسی های انجام شده نشان می دهد در ایالات متحده ۷۰ درصد شرکت های تازه تاسیس به علت ناتوانی مدیران آن ها در حل مشکلات سه سال نخست، منحل می شوند. این در حالی است که نرخ انحلال شرکت هایی که توسط زنان تاسیس شده اند کم تر از شرکت های دیگر است. زنان در اغلب موارد می توانند از موانع در جهت منافع شرکت استفاده کنند. زنان کارآفرین باید عادت کنند از هر مانعی که به وجود می آید پندی بگیرند. به تدریج مشاهده خواهند کرد مشکل آن قدرها که ابتدا تصور می شد بزرگ و منفی نبوده است.</p>
<p>۳) اعتماد به نفس بالا<br />
قدرتمند بودن و اعتماد به نفس داشتن به معنای مخرب و جسور بودن نیست. برعکس اعتماد به نفس و قدرت به معنای سازندگی و حرکت در مسیر صحیح است. هنگامی که فرد تصویر ذهنی درست و مثبتی از خود دارد و مسوولیت پذیر است، روحیه کارآفرینی او قوی تر است و دیگران نیز با اعتماد و اطمینان بیش تری با وی همکاری می کنند. آمارها نشان می دهد در بین مردان و زنان کارآفرین به ترتیب ۴۵ و ۵۱ درصد آن ها از این ویژگی برخوردار هستند.</p>
<p>۴) حس کمک به دیگران<br />
تحقیقات نشان می دهد زنان بیش از مردان با کمک به دیگران در آن ها نفوذ می کنند. اشتیاق به ایجاد تغییری مثبت در زندگی دیگران از مهم ترین ویژگی های زنان کارآفرین موفق است و انگیزه بالایی برای فعالیت های اقتصادی آنهاست. نظرسنجی های انجام شده در بین زنان کارآفرین نشان می دهد در بین انگیزه های مختلف نظیر کسب درآمد بالا، اثبات توانایی، استفاده از تحصیلات و&#8230; حس کمک به دیگران و ایجاد تغییر در زندگی آن ها عامل اصلی مهم تر در فعالیت اقتصادی زنان است.</p>
<p>۵) صداقت<br />
مسلما برای موفقیت لازم نیست قربانی هایی را در مسیر حرکت از خود بر جا گذارید. برای قدم گذاشتن به پله بالاتر لازم نیست روی دوش دیگران قدم بگذارید. حس رقابت منفی در بین مردان بیش از زنان است. حرکت طبق قانون و پرهیز از اقدامات غیرصادقانه در بین کارآفرین های زن به ویژه در آسیا مشاهده می شود. همین عامل حس اعتماد دیگر شرکت ها را برمی انگیزد زیرا همه مایلند با کسانی همکاری کنند که صادق و قابل اطمینان باشند. در ایالات متحده میزان همکاری شرکت ها با زنان کارآفرین طی یک دهه گذشته همه ساله ۱۰ درصد افزایش یافته است.</p>
<p>۶) توازن بین زندگی و کار<br />
با آن که زنان همواره مسوولیت زندگی شخصی و خانوادگی را به عهده دارند، آن دسته از آن ها که بین کار و زندگی خانوادگی توازن برقرار می کنند موفق تر هستند. زندگی متوازن ذهن را برای ایده های خلاق آماده می کند. در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی که کشورهایی پیشرفته هستند، در آمارها مشخص شده آن دسته از زنان کارآفرین که به زندگی خانوادگی، دوستان، سلامتی و روح خود توجه بیش تری دارند، موفق تر هستند. ویژگی ششم به ویژه در مورد زنان مصداق دارد زیرا آن ها در هر سطح شغلی که باشند بر خانواده بیش از مردان تاثیر می گذارند.</p>
<p>۷) هدفمندی<br />
اهداف همان رویاها هستند که با برنامه عملی و شفاف تجهیز شده اند. اهداف نوشته نشوند در حد رویا و آرزو باقی می مانند. تحقیقات نشان می دهد زنانی که برای مدیریت شرکت و کسب و کار خود برنامه ای شفاف و مرحله بندی شده دارند موفق تر عمل می کنند. البته این ویژگی برای تمام کارآفرین ها مفید است اما از آن جا که زنان وظایف خانوادگی گسترده تری دارند، برنامه ریزی به آن ها کمک می کند توازن لازم را بین کار و زندگی خانوادگی برقرار کنند.</p>
<p>۸) دقت<br />
تشخیص خلا در بازار که می توان آن را از طریق کارآفرینی پر کرد اقدامی استراتژیک در هر برنامه برای کارآفرینی است. کشف نیازهایی که تاکنون پاسخ داده نشده اند یا به میزان لازم تامین نشده اند کلید تولید موفق است. زنان به علت ریزبینی و دقت بالای خود نسبت به مردان توانایی بالاتری در کشف این نیازها دارند. از سوی دیگر آمارها نشان می دهد تقریبا در تمام کشورها میزان مصرف زنان بیش از مردان است به همین دلیل آن ها نیازهای بازار را بهتر تشخیص می دهند و کالاهایی که تولید می کنند نیاز واقعی بازار است.</p>
<p>۹) آموزش<br />
اغلب زنان کارآفرین شیوه های کاری خود را به جانشین هایشان فرا می دهند و نوعی انتقال تجربه در شرکت هایی که آن ها تاسیس می کند مشاهده می شود که بسیار بیش تر از وضعیتی است که در شرکت های تحت مالکیت مردان دیده می شود. همین ویژگی به آن ها کمک می کند همزمان از همفکری دیگران استفاده کنند.</p>
<p>۱۰) نگاه بلندمدت<br />
بالاترین شدت مقاومت قبل از شکست صورت می گیرد. احتیاط و آینده نگری جزو ویژگی های اصلی کار آفرین های زن است. به دلیل نگاه بلندمدت سرسختی زنان در مواجهه با مشکلات بیش تر است. البته احتیاط باعث نمی شود زنان موفق جرات برداشتن قدم بعدی را نداشته باشند. با آن که در سرتاسر جهان تعداد زنان کارآفرین بسیار پایین تر از مردان است اما در شرایط برابر موفقیت آن ها بیش تر است.</p>
<p>با آن که در اکثر کشورهای جهان قوانین برای حضور زنان در عرصه اقتصاد مناسب نیست و هنوز نسبت به توانایی زنان در کارآفرینی آن طور که باید اعتماد به وجود نیامده اما روند نقش آفرینی زنان در حوزه کارآفرینی روندی روبه رشد است.</p>
<p>در بین ۵۰۰ شرکت برتر آمریکا، مدیر تنها ۱۰ شرکت زن هستند. واقعیت این است که هر چه سطح مسوولیت ها بالاتر می رود تعداد زنان کم تر می شود اما به تدریج تعداد آن ها رو به افزایش است. در شرکت های کوچک و متوسط شاهد حضور زنان در شغل های رده بالادر حد مالکیت و مدیریت هستیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%db%b1%db%b0-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دلیل عجیب بودن رانندگی خانمها کشف شد!!</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%87%d8%a7-%da%a9%d8%b4%d9%81-%d8%b4%d8%af/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%87%d8%a7-%da%a9%d8%b4%d9%81-%d8%b4%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Feb 2012 21:34:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[خانم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1505</guid>
		<description><![CDATA[چرا رانندگی خانم ها به نظر اکثر مردان عجیب یا دستکم غیر متعارف به نظر می رسد؟ این سئوالی است که...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>چرا رانندگی خانم ها به نظر اکثر مردان عجیب یا دستکم غیر متعارف به نظر می رسد؟ این سئوالی است که نشریه پرفروش &#8220;ریدرز دایجست&#8221; (پرفروش ترین نشریه خانوادگی دنیا) از خوانندگان خود پرسیده و از ملیت های مختلف نیز به آن پاسخ داده اند. برخی نیز از اساس مخالف این گونه نحوه پرسیدن شده اند زیرا معتقدند &#8220;اعتقاد به غیرمتعارف رانندگی کردن زنان&#8221; در آن نهفته شده است.<br />
اما فارغ از جنسیت مان و بدون این که بخواهیم وارد کلیشه های جنسیتی بشویم و همه زنان را یک کاسه کنیم و بگویم رانندگی شان از اساس عجیب است و بگوییم مردان رانندگان مسلط تری هستند (هر دو ایده را هنوز هیچ آمار معتبری تایید یا رد نکرده است) باید به برخی از پاسخ های جالب که از سوی روانشناسان و جامعه شناسان و حتی متخصصان اندام های حرکتی انسان به مجله خانوادگی مزبور داده اند اشاره کرد.<br />
<span id="more-1505"></span><br />
اول از همه باید دقت کرد که بر اساس آمار منتشر شده هر ساله بیشتر کشورهای جهان در باره حوادث رانندگی، اکثر تصادف های منجر به خسارت های جانی و مالی از سوی مردان انجام می شود،اما با این وجود بیشتر روانشناسان و متخخصان و دانشمندان علوم مختلف اعتقاد دارند که شیوه رانندگی زنان متفاوت و کمی خارج از عرف های شناخته شده برای رانندگی پایه دو است  و علت اساسی آن می تواند این باشد که اساسا ماشین های سواری بر اساس اندام های مردان و قدرت عضلات و فاصله چشمان آنها با یکدیگر ساخته شده است تا برای رانندگی زنان.<br />
در واقع می دانید که علمی وجود دارد به نام ارگونومی. هدف اصلی ارگونومی طراحی است آنهم بصورتی که کار و ابزار با انسان حداکثر تطابق را داشته باشد و در صورت عدم امکان آن، انسان با کار و ابزار تطبیق پیدا کند.<br />
نتایج بکارگیری اصول ارگونومی در محیط های کاری: پیشگیری از اختلالات اسکلتی-عضلانی در بین شاغلین (مانند کمردرد، سندرم تونل کارپال یا درد شدید در مچ دست و ناحیه گردن، درد ناحیه زانو یا آرنج و &#8230;) کمک به پیشگیری از حوادث شغلی افزایش میزان رضایت مندی کارکنان افزایش رفاه و آسایش کارکنان کمک به افزایش بهره وری در کار کمک به افزایش تولید است.<br />
برخی از متخصصان علم ارگونومی معتقدند خودروهای سواری بر اساس فیزیک بدنی مردان ساخته شده است و طبیعی است که ابزاری که برای جنس دیگری طراحی شده بود، برای جنس دیگر مشکل آفرینی کند. مشخص نیست دقیقا چقدر این نظر درست است اما در هر صورت قابل توجه به نظر می رسد.</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%87%d8%a7-%da%a9%d8%b4%d9%81-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کلیدهای طلایی موفقیت</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Feb 2012 21:02:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[کلید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1500</guid>
		<description><![CDATA[زندگی صحنه تئاتری است که بسیار به واقعیت شبیه است؛ هر طور زندگی را بگیری همان طور می گذرد. ( دلیس واتیکی ) ▪ موفقیت یک امر اتفاقی نیست و فرق آنها که به نتایج مثبت می رسند و آنها که نمی رسند شبیه نوعی طاس ریختن نیست. شیوه های ثابت و منطقی برای اقدام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی صحنه تئاتری است که بسیار به واقعیت شبیه است؛ هر طور زندگی را بگیری همان طور می گذرد. ( دلیس واتیکی )<br />
▪ موفقیت یک امر اتفاقی نیست و فرق آنها که به نتایج مثبت می رسند و آنها که نمی رسند شبیه نوعی طاس ریختن نیست. شیوه های ثابت و منطقی برای اقدام به عمل و راه های مشخصی برای ترقی وجود دارد. ( آنتونی رابینز )<br />
▪ آن قدر عاقبت اندیش باش که اگر همین حالا مهمترین و عجیب ترین اتفاق زندگی ات رخ داد، انتظار آن را داشته باشی. گل بی خار خداست، راه خود را برو و تحت تأثیر هیچ کس و هیچ چیز مردد و متوقف نشو. ( الین کدی )<br />
▪ وقتی حس می کنی به آخر خط رسیده ای و دیگر نمی توانی ادامه بدهی، وقتی دیگر انگیزه ای برای زندگی در خود نمی بینی، باید کتاب زندگی را ورق بزنی و دوباره از نو آغاز کنی ( الین کدی )<br />
▪ درختی تناور که بازوان مردی تنومند گرد آن حلقه می زند، در آغاز، دانه ای کوچک در دل خاک بوده است. ایوانی رفیع در بالای کاخی بلند، با گذاشتن نخستین خشت ساخته شده است و سفری طولانی را باید با برداشتن نخستین گام آغاز کرد. ( لانوتسو)<br />
▪ اگر ثابت و استوار قدم برداری، آنچه را می خواهی حتماً به دست خواهی آورد. ( الین کدی )<br />
▪ اگر گذشت کنی، آرامش روحی پیدا می کنی. گذشت یعنی عبرت گرفتن و فراموش کردن گذشته ها. ( جرالد جی جمبولسکی )</p>
<p><span id="more-1500"></span><br />
▪ از این که در راه جدیدی به تنهایی قدم می گذاری، واهمه نداشته باش. سعی کن راهت را خوب بشناسی و در آن پشتکار داشته باشی. هرگز به این که در این راه از کسی پیروی می کنی، نیندیش و مرام خود را حفظ کن. ( الین کدی )<br />
▪ تنها عشق می تواند وحدت و تکامل به وجود بیاورد، چون تنها عشق است که از قلب انسان می جوشد. بیایید عشق ورزی را به وسعت بشریت گسترش دهیم. ( تیلهارد دوشاردین )<br />
▪ تا به حرف های قشنگی که می زنی عمل نکنی، هیچ کس به تو اعتماد نخواهد کرد. ( دهاما پادا)<br />
▪ برای آنچه گذشته است خود را خسته نکن، آن اتفاقات زمانی پیش آمدند و تمام شدند، از زمان حال بهتر و مهمتر وجود ندارد. تصمیم بگیر از همین حالا با تمام وجود به انجام کارهایت بپردازی و بیشتر از همیشه عشق بورزی و هرگز امیدت را از دست ندهی. ( الین کدی)<br />
▪ تمام سعی ات را بکن، هر فکری داری به کار ببند، جسارت و شجاعت انجام کار را به خود بده تا نبوغ و قدرت هم به کمکت بیایند و معجزات یکی پس از دیگری اتفاق بیفتند. از همین حالا شروع کن. ( گوته )<br />
▪ همیشه رسیدن به مقصد، شیرین و دلپذیر است، ولی این که چگونه و از کدام راه می روی مهمتر است. ( اورسلا لوگوین )<br />
▪ کسی که با اراده است سرنوشت خویش را رقم می زند و کسی که سست اراده است سرنوشت او را به دنبال خود خواهد کشید. ( سنکا )<br />
▪ سعی کن در زمان حال زندگی کنی ( مارکوس اورلیوس )<br />
▪ اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می خواهیم دست یابیم؟( جبران خلیل جبران )<br />
▪ زندگی هر روز حرف تازه ای برای گفتن دارد. باید حرف های کهنه را دور بریزیم تا حرف های جدید را بشنویم. ( الین کدی )<br />
▪ برای بیرون آمدن از زیر سلطه دیگران باید وابستگی به آنها را کاهش دهی.( هارولد شرمن )</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رضا کیانیان به شما می گوید چگونه بازیگر موفقی باشید</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Feb 2012 20:59:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگر]]></category>
		<category><![CDATA[رضا کیانیان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1499</guid>
		<description><![CDATA[رضا کیانیان را باید از موفق ترین بازیگران سینما و تئاتر ایران دانست. کسی که از یک سطح خیلی خوب کار خودش را آغاز و روی سطوح خوب و عالی پیش رفت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رضا کیانیان را باید از موفق ترین بازیگران سینما و تئاتر ایران دانست. کسی که از یک سطح خیلی خوب کار خودش را آغاز و روی سطوح خوب و عالی پیش رفت. کیانیان هم مثل هر بازیگر خوب دیگری در جهان ممکن است، روزها و بازی های متوسطی داشته باشد اما اعم کارهای او بر پایه توانایی های زیادش بنا شده. این که سال ها بتوانید خوب که نه بهترین باشید، کار خیلی دشواری است که تنها از عهده افراد کمی برمی آید. کیانیان بی شک در بازیگری و در کنارش عکاسی و نوشتن، توانسته سطح مناسب و خوب خودش را حفظ و آن را ارتقا بخشد. این کار دشواری است که بتوانید تایید عمومی و تفکرات خاص را بگیرید، خودت را به عنوان بهترین مطرح کنید و بهترین بمانید. جرقه نباشید و همیشه نورافشانی کنید. کیانیان از عهده این کار دشوار به خوبی برآمده است.</p>
<p>● کار برای کار</p>
<p>وقتی یک هنرمند کار می کند به نظر من بیشتر به کارش اهمیت می دهد تا این که چه جایگاهی دارد چون جایگاه به وجود می آید. من کار نمی کنم که جایگاه پیدا کنم، من کار می کنم که کار کرده باشم. اصلا به بهترین و بدترین بودن فکر نمی کنم. بعضی نشریات به من می گویند نظر خودت را درباره بهترین فیلم، بازیگر، کارگردان بگو&#8230; اگر دیده باشم می گویم اما اگر ندیده باشم نظر نمی دهم. به هرحال نویسنده و منتقد سینمایی این است که همه را دیده باشد. پس انتخابش از من محق تر است.<br />
<span id="more-1499"></span><br />
● خودشیفته</p>
<p>آدم خودشیفته ای نیستم. وقتی مرا به عنوان بهترین انتخاب می کنند خیلی خوشحال می شوم زیرا کار من دیده و ارزش هایم فهمیده شده است. نظر منتقد اگر من را انتخاب کنند همانقدر برای من قابل احترام است که اگر کسی دیگر را انتخاب کنند. وقتی من را انتخاب کنند بیشتر خوشحال می شوم. هیچ وقت به این فکر نمی کنم که وقتی بازی کردم باید مورد تشویق قرار بگیرم.</p>
<p>● زندگی روزمره</p>
<p>اولیویه سر صحنه مثل یک لرد انگلیسی صبحانه می خورد و روزنامه اش را ورق می زد تا آماده شود برای گریم و رفتن به سر صحنه که می بیند آقای داستین هافمن خواب آلود و منگ آنجا راه می رود. می گوید: «پسرم چرا اینقدر خواب آلودی&#8230;» او هم می گوید: «برای صحنه فرار، شخصیت ۲ روز نخوابیده و من هم واقعا نخوابیدم تا بتوانم این حس را واقعی منتقل کنم.» می گوید: «پسرم خودت را اذیت نکن، برو بازی کن&#8230;»بازیگری و زندگی روزمره باهم فرق دارد. بازیگری یک فن است، یک شعور است ،یک عاطفه و یک ناخودآگاه&#8230; این ها را که باهم جمع کنیم، می شود بازیگر. بازیگر باید خستگی را بازی کند، طوری که تماشاچی آن را باور کند. بازیگر باید اعتیاد را بازی کند، نه این که خودش مواد مصرف کند چون اگر معتاد شود نمی تواند بازی کند.</p>
<p>● <a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank">بازی</a> مهم است</p>
<p>در خانه ای روی آب خودم را چاق کردم. هرکسی می تواند خودش را چاق کند اما الزاما بازیگر خوبی نیست. پس چاق کردن معیار یک بازی خوب نیست، معیار یک بازی خوب فقط، بازی خوب است. چاق کردن و لاغر کردن یکی از وجوه بازیگری است. بگذارید من یک مثال برای تان بزنم. بازیگری خودش را چاق می کند ولی بازیگر خوبی نیست. وقتی پلان اولش را می بینیم می گوییم واه چه کاری کرده. ۵ دقیقه می تواند موجب شگفتی مخاطبش شود اما ۸۵دقیقه بعد را باید بازی کند. پس بازی است که مهم است.</p>
<p>وقتی قرار است که من در فیلم «یک بوس کوچولو» نقش یک پیرمرد را بازی کنم، آن هم در کنار یک پیرمرد واقعی که آقای جمشید مشایخی است، با این که رضا کیانیان هستم و سنم از آقای مشایخی کمتر است باید کاری کنم که تماشاگر را به باوری برسانم که من حتی از آقای مشایخی بزرگ ترم ولی چون ورزش می کنم سرحال مانده ام. می بینید! همین طور سختی اش زیاد می شود چون باید یک پارادوکسی را در بازی تان داشته باشید. در آنجا من یک گریم خاصی هم دارم، آن گریم و لباس فقط ۵دقیقه کارایی دارد و آنچه تماشاگر را نگه می دارد بازی است. پس در نتیجه؛ یک گریم متفاوت یا یک ظاهر متفاوت به تنهایی نمی تواند منجر به یک بازی خوب شود.</p>
<p>● ویترین خوب، ویترین بد</p>
<p>در بین تابلوهای پیکاسو و ونگوگ چند عدد معروف هستند اما در بقیه هم آن ها ونگوگ و پیکاسو هستند. فیلم چون یک کار جمعی است، اگر خوب باشد همه خوب به چشم می آیند. فیلم مثل ویترین می ماند. اگر ویترین خوب باشد اجناس هم به چشم می آیند. ویترین بد، حتی کریستین دیور را هم معمولی نشان می دهد. یک فیلمی مثل آژانس شیشه ای که آن سال خیلی خوب دیده شد، همه چیزش خوب بود. همه چیز دیده می شود حتی ریزترین چیزها. به همین دلیل در جشنواره ها، داوران گاهی جوگیر می شوند و فکر می کنند یک فیلم خوب همه چیزش خوب است و شروع می کنند به همه عواملش جایزه دادن. درحالی که فیلمی که بدتر است ممکن است که مثلا طراحی صحنه یا گریم بهتری داشته باشد. چون فیلم یا خوب نیست یا جو را نمی گیرد درحالی که من در یک فیلم چه در آن یکی و چه این، همان رضا کیانیان هستم و روزبه روز باتجربه تر هم می شوم.</p>
<p>● بازیگر بدون قفس</p>
<p>در فرانسه به بازیگرانی که از تراژدی تا کمدی بازی می کنند می گویند کمدین اما من خودم در کتاب هایی که نوشته ام دسته بندی هایی کردم. یکسری بازیگرانی هستند که تک نقشند. در همین سریال های نود شبی ماجرا خیلی روشن است. خیلی از بازیگران فقط یک نقش را بازی می کنند، حالا چه یک شبی، چه یک هفته ای یا نود شبی او همان را بازی می کند. در سینما هم همین طور. بعضی از جوان ها بازیگر تک نقش هستند. یک پسر یا دختر که قرار است عاشق و بعد فارغ شود. یکسری از بازیگرها بازیگر چند نقش هستند. یکسری از بازیگرها اما بازیگر هستند و همه نقش ها را بازی می کنند. مثلا سیلوستر استالون یک بازیگر تک نقش است. یک طیفی دیگر از بازیگرهای دیگر هم مثل آرنولد همین شرایط را دارند. در یک رده این طرف تر تام کروز که چند نقش است را نام برد. کمی این طرف تر می رسیم به پاچینو و دنیرو که اکنون خیلی در ایران طرفدار دارند، آن ها هم چند نقش هستند. برای چی این ۲ بازیگر چند نقش هستند؟ چون وقتی می گوییم رابرت دنیرو چه کاراکتری به ذهنت می رسد&#8230; یک گنگستر؟ یا پاچینو هم همین طور، یک پلیس عصبی که شلخته است. پرسونا دارد و در قفس محدود است. مثلا مارلون براندو که خیلی ها او را غول بازیگران جهان می دانند تا می گویید مارلون براندو بازهم یک جوان عصیانگر به ذهن می رسد اما وقتی می گوییم سرلارنس اولیویه، اورسن ولز، تام هنکس و&#8230; این ها قفس ندارند. طیف عظیمی هم هستند که قفس ندارند. این ها بازیگر هستند. از کمدی تا تراژدی بازی می کنند اما وقتی می خواهید یک فیلم از رابرت دنیرو ببینید، تقریبا می دانید چه می خواهید ببینید&#8230;</p>
<p>● بازیگر کیست؟</p>
<p>بازیگر کسی است که پرسونا ندارد. حالا آن هایی که قفس دارند با اندازه بزرگ بودن قفس شان اندازه شان تعیین می شود. وقتی می گویید مارلون براندو نمی توانید او را در نقش یک محافظه کار پارلمان انگلستان تصور کنید. آن هایی که در یک جایی محدود می شوند، بازیگرانی هستند که می توانیم بگوییم بیشتر به غریزه شان وابسته هستند تا به شعورشان. بعضی آدم ها با غریزه تعریف می شوند و در بعضی ها شعورشان آن ها را تعریف می کند. در سینمای جهان کسانی هستند که از رابرت دنیرو بت ترند. بت شدن به معنای با شعور بودن نیست. در ایران مثل همه جهان؛ سوپراستار کسی است که مردم عام بیشتری دوستش دارند و در خیلی جاهای دنیا بسیاری از بازیگران غول، نقش های دوم را بازی می کنند.</p>
<p>● شخصیت</p>
<p>بازیگر، شخصیت ها را از درون خودش می آورد. من نمی توانم از شخصیت کس دیگری نقشم را بیرون بکشم. پیامبر با آن عظمتش به خدا می گوید: «وقتی خودم را نمی شناسم چگونه تو را بشناسم؟!» ما خیلی خیلی تلاش کنیم بخشی از ابعاد شخصیتی خودمان را می شناسیم. بعد چون با جامعه در ارتباطیم تیپ های اجتماعی را می شناسیم. وقتی می خواهیم آن را بازی کنیم از فیلتر خودمان می گذرانیم. مثلا اگر بخواهم یک شخصیت تاریخی را بازی کنم هیچ وقت نمی توانم خود او باشم. من کمتر شخصیت واقعی بازی کردم. در دکتر قریب، آیت الله فیروزآبادی را بازی کردم که خیلی ها ایشان را یادشان بود اما من هیچ وقت خود آیت الله فیروزآبادی نشدم بلکه آن نقش شد، آیت الله فیروزآبادی به روایت رضا کیانیان.</p>
<p>● هویت و ذات</p>
<p>در دنیای معاصر همه چیز مصرفی شده است. وقتی همه چیز کاربردی می شود در واقع ما هویت و ذات اشیا را فراموش می کنیم. دیگر کاری به ذات گل یا تعریف آن به شکل مفهومی و انتزاعی نداریم. گل را باید خرید و به یک نفر هدیه داد. آجر وسیله ای است که باید روی هم چید و دیوار ساخت. در دنیای معاصر جنبش مینی مالیسم را داریم که به معنای کوچک کردن نیست بلکه یکی از مفاهیمش این است که وجه کاربردی اشیا را جدا کن و شیء را فی نفسه بشناس. این فی نفسه شناختن می شود جزء هنر معاصر ما. چه اتفاقی می افتد؟! در واقع حشو و زوائد را حذف می کند و می خواهد به ذات آن برسد. در بازیگری هم همینطور است. در فیلم خانه ای روی آب تجربه نوینی را برای خودم انجام دادم. در خانه ای روی آب در سراسر فیلم هیچ کاری نمی کنم. یکی، ۲ جا هم گریه می کنم که خیلی هم گریه نیست چون چشمم خشک است. همین تجربه را در روبان قرمز هم انجام می دهم. غیر از یکی، ۲ صحنه که بازی من نمایشی است در بقیه صحنه ها هیچ کاری نمی کنم. فلسفه معاصر هم روی این خیلی کار می کند که تو فقط باشی، چون بودن خیلی کار سختی است. در دنیای معاصر، در دنیای مصرفی ما از بودن خودمان دور می شویم. حالا اگر بخواهیم آن ها را کنار بگذاریم باید برسیم به یک زلالی. زلالی یعنی حشو و زوائد نداشتن. می شود نداشته باشی؟!خیلی سخت است. اگر بتوانیم پیدایش کنیم به سمتی می رویم که در بازیگری معاصر اتفاق می افتد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عکس سیبری؛ مکانی که قبل از مرگ باید آنرا دید!</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%9b-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a2%d9%86%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%9b-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a2%d9%86%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Feb 2012 16:13:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکس های جالب]]></category>
		<category><![CDATA[سرزمین خفته]]></category>
		<category><![CDATA[سیبری]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1496</guid>
		<description><![CDATA[سیبری تقریباً تمامی ناحیهٔ شمال آسیا را در بر می‌گیرد. این ناحیه از رشته‌کوه اورال به سوی شرق امتداد یافته و تا اقیانوس آرام می‌رسد.....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>ناحیه<strong> سیبری</strong> را بیشتر بعنوان یک منطقه سردسیر می شناسند در حالیکه طبیعت این منطقه که به <strong>&#8220;سرزمین خفته&#8221; </strong>مشهور است شاید از بکرترین مناطق دنیا باشد. سیبری نام سرزمینی بسیار گسترده با مساحت ۱۲.۸۰۰.۰۰۰ کیلومتر مربع در بخش آسیایی روسیه است. سیبری تقریباً تمامی ناحیهٔ شمال آسیا را در بر می‌گیرد. این ناحیه از رشته‌کوه اورال به سوی شرق امتداد یافته و تا اقیانوس آرام می‌رسد. از سوی شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به تپه‌های شمال و مرکز قزاقستان و مرزهای مغولستان و چین محدود می‌گردد.<br />
<span id="more-1496"></span></div>
<div align="center">
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60390_686.jpg" alt="" width="420" height="256" /><br />
</a></p>
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><br />
<img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60391_115.jpg" alt="" width="420" height="279" /></a></div>
</div>
</div>
<p>از نظر جغرافیایی، سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه، رود‌های پر آب و دشت‌های یخ زده‌ است. زمستان‌های بسیار سرد سیبری و تابستان‌های تقریباً داغ آن باعث شده تا قرن‌ها جمعیت چندانی در آن زندگی نکند اما با تمام این اوصاف<strong> این منطقه حدود ۴۰ میلیون نفر سکنه دارد. </strong>سیبری یک سرزمین صاف و هموار است و بخش بزرگی از آن را دشت‌ها تشکیل داده اند؛ مرتفع‌ترین نقطهٔ آن یک آتشفشان فعّال در شبه جزیره <strong>کامچاتکا</strong> با ارتفاع حدود ۴۶۴۹ متر از سطح دریا است.</p>
<div align="center">
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60388_786.jpg" alt="" width="420" height="259" /></p>
<p></a></p>
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60389_988.jpg" alt="" width="420" height="277" /></a></div>
</div>
</div>
<p>سیبری زمستان‌هایی بسیار سرد دارد؛ به طوریکه گاه در زمستان‌ها دمای هوای این منطقه تا ۶۷− درجهٔ سلسیوس نیز می‌رسد و این منطقه به سردترین نقطهٔ مسکونی زمین تبدیل می‌شود. <strong>تابستان‌های این منطقه هم نسبتاً داغ هستند.</strong> در کل سیبری به عنوان منطقه‌ای سردسیر شناخته می‌شود ولی بطور کلی مناطق خاصّی در شمال و خاور سیبری بسیار سردسیر هستند.</p>
<div align="center">
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60392_472.jpg" alt="سیبری" width="420" height="278" /></p>
<p></a></p>
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60394_839.jpg" alt="" width="420" height="277" /></a></div>
</div>
</div>
<p>سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه ‌است. جنگل‌های<strong> تایگا</strong> که بیش تر از درختان سرو و مخروطیان دیگر تشکیل شده‌اند، جنوب سیبری را در بر گرفته‌اند. کشاورزی تنها در بخشی از جنوب سیبری رواج دارد و در جنوب غربی آن دانه‌های خوراکی از جمله گندم در قالب کشتزار‌های بزرگ کشت می‌شوند. گذشته از این معادن بسیاری در سیبری وجود دارند و بخش عمدهٔ زغال سنگ و طلای روسیه از معادن این منطقه استخراج می‌شوند. جلگه‌های غربی سیبری دارای معادن نفت و گاز طبیعی هستند.</p>
<div align="center">
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60395_538.jpg" alt="" width="420" height="279" /></p>
<p></a></p>
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60396_213.jpg" alt="سیبری" width="420" height="290" /></a></div>
</div>
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60398_660.jpg" alt="سیبری" width="420" height="279" /></a></div>
</div>
<p>از نظر تاریخی، در پایان سده ۱۵، قبایل تاتار بر سرزمین‌های شرق کوه‌های اورال یا همین سیبری تسلّط یافتند. در ۱۵۸۲، مردم روس سپاهی تشکیل دادند و همراه با قزاق‌ها، تاتارها را شکست دادند. از زمان امپراتوری پتر یکم (۱۷۲۵-۱۶۷۲) تا زمان فروپاشی شوروی، زندانیان سیاسی و جنایتکاران محکوم به کار اجباری و آنانی که از سوی دولت برای جامعه خطرناک تشخیص داده می‌شدند را به سیبری اعزام می‌کردند.<br />
<a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60406_928.jpg" alt="" width="420" height="280" /></p>
<p><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60408_381.jpg" alt="" width="420" height="279" /></p>
<p><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60409_609.jpg" alt="" width="420" height="630" /></p>
<p><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60405_819.jpg" alt="" width="420" height="280" /></p>
<p><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60404_458.jpg" alt="" width="420" height="280" /></p>
<p><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60403_790.jpg" alt="" width="420" height="279" /></p>
<p></a></p>
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="" src="http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/11/5/60402_102.jpg" alt="" width="420" height="277" /></a></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b3%db%8c%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%9b-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a2%d9%86%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بایدها و نبایدهای همسرداری</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Feb 2012 20:04:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خانه و خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[همسرداری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1493</guid>
		<description><![CDATA[در این مطلب به ۱۰ مهارت اساسی که همسران باید به آن توجه ویژه داشته باشند اشاره شده است که مرور آن به همه خانم ها و آقایان توصیه می شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>حتما می دانید که در دوام یک زندگی مشترک، عوامل بسیاری نقش دارد. اما شاید بسیاری از افراد نپذیرند که در یک زندگی مشترک شاد و بادوام هم مثل یک زندگی مشترک بی دوام و بی ثبات، مشکلات، چالش ها و فراز و نشیب های فراوانی وجود دارد.هیچ انسانی را نمی توان یافت که در زندگی مشترک خطا نکرده باشد اما این خطا نیست که بنیان زندگی را سست می کند بلکه تکرار خطا و جبران نکردن آن است که باعث می شود زوج ها در طول زمان از یکدیگر دلسرد شوند.</div>
<div>در واقع توانایی رویارویی با مشکلات و حل آن مرز بین این دو نوع زندگی است. نکته ای که نسل قدیم به آن «هنر زندگی کردن» و نسل جدید و امروزی به آن «مهارت های زندگی» می گویند. این مهارت ها و آن هنر هم از محیط و اطرافیان به فرد منتقل می شود و هم از طریق آموزش؛ ممکن است در ابتدا به نظر برسد که این مهارت ها بدیهی است و همه از آن برخوردار هستند اما باید به یاد داشت که لحاظ کردن این مهارت ها و پای بند بودن به آن به تمرین نیاز دارد. بنابراین تکرار و تمرین یک اصل مهم در کسب مهارت های زندگی است که باید آن را جدی گرفت.</div>
<div>در این مطلب به ۱۰ مهارت اساسی که همسران باید به آن توجه ویژه داشته باشند اشاره شده است که مرور آن به همه خانم ها و آقایان توصیه می شود.</div>
<div><strong><br />
مهارت های همسرداری</strong></div>
<div>اساسی ترین انتخاب در طول زندگی فرد، انتخاب همسر است. با شکل گیری نهاد خانواده همسران به دنبال تکمیل هویت، رشد و بالندگی شخصیت در سایه آرامش و همزیستی مسالمت آمیز در کنار یکدیگرند و می توانند مهر و محبت و صمیمیت و وفاداری را به خوبی تجربه کنند. حسین حسینی، کارشناس ارشد مشاوره خانواده  می گوید: مهارت همسرداری که در چارچوب  مهارت های زندگی جای می گیرد کمک می کند که زوج از کوتاه ترین لحظات با هم بودن، بیشترین بهره را ببرند.<br />
در این میان بهتر است این مهارت ها را برای درک بهتر به دو دسته بایدها و نبایدها تقسیم بندی کنیم.</div>
<div><span id="more-1493"></span><br />
<strong>بایدها در زندگی مشترک</strong></div>
<div><strong>رفتار منطقی :<br />
</strong>رفتار منطقی یکی از اساسی ترین مهارت ها در زندگی مشترک است. اگر نمی دانید رفتار منطقی چه نوع رفتاری است بهتر است این معیار را همواره در رفتارهایتان مدنظر قرار دهید. رفتار منطقی رفتاری است که منافع خانواده بر منفعت فردی ارجحیت داشته باشد. انصاف را در رفتارها اصل قرار دهید و بی طرفانه قضاوت کنید. این امر فقط به صبوری و حوصله و تامل نیاز دارد. اگر در مواردی از همسرتان رفتار غیرمنصفانه ای می بینید، بهتر است به دور از عجله در قضاوت با تامل و صبوری در موقعیت مناسب، وی را از چگونگی رفتارش آگاه کنید.</div>
<div><strong><br />
خوش بینی:</strong><br />
از همسرتان به قدری توقع داشته باشید که او از پس آن برآید. نسبت به وی خوش بین باشید زیرا داشتن نگاه خوش بینانه به زندگی مشترک و همسر باعث ایجاد آرامش و کاشتن بذر محبت و عاطفه در زندگی مشترک می شود.</div>
<div><strong><br />
خوش قولی :<br />
</strong>یکی دیگر از بایدها در زندگی مشترک به ویژه زمانی که زوج ها در سال های اول زندگی مشترک هستند، خوش قولی است.</div>
<div><strong><br />
درک متقابل :<br />
</strong>بهتر است برای وعده ها و قول هایتان ارزش قائل شوید و خود را برای تحقق آن مسئول بدانید. خو ش قولی نشانه تعهد و احساس مسئولیت طرفین به یکدیگر است. سعی کنید شنونده خوبی برای همسرتان باشید و وقتی او صحبت می کند، با وی ارتباط چشمی برقرار کنید، بیشتر مردان عادت دارند به هنگام صحبت کردن همسرشان به فکر راه حل باشند در صورتی که بیشتر خانم ها در اغلب موارد می خواهند احساساتشان را بیان کنند و از طرف مقابل حس همدردی و همدلی طلب می کنند.</div>
<div>بنابراین سعی کنید منفعلانه به حرف های همسرتان گوش نکنید بلکه با او همدلی و احساسات او را تایید کنید. بهتر است گاهی خود را جای همسرتان بگذارید و سعی کنید مشکلات را از زاویه دید او بررسی کنید. این مسئله به شما کمک می کند که بهتر او را درک کنید. از خود بپرسید: «اگر من جای او بودم، چه می کردم.» اگر در مقطعی احساس کردید که همسرتان دلسرد و مایوس شده است با جملات مهرآمیز او را دلگرم کنید. برای این کار به جملات و کلمات خاصی نیاز ندارید. همین اندازه که با یک تشکر بتوانید لبخندی روی لب او بنشانید، کافی است.</div>
<div><strong><br />
صداقت و راستگویی :<br />
</strong>حسینی با اشاره به این که صداقت و راستگویی از بزرگ ترین سرمایه همسران در زندگی مشترک است، تاکید می کند: فراموش نکنید که حتی اگر حقیقت به نفع شما نباشد برای جلوگیری از لطمه به زندگی مشترک، بهتر است صداقت و راستگویی را پیشه کنید، زیرا حقیقت تلخ یک مرحله از زندگی و دروغ تمام مراحل زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار می دهد.</div>
<div>شکی نیست که پای بندی به ارزش های دینی ازسوی زوج ها به استحکام و دوام زندگی مشترک می انجامد و نباید از آن غافل بود.</div>
<div>
<strong>نبایدها در زندگی مشترک</strong></div>
<div><strong>تکرارنکردن خطا :<br />
</strong>اگرچه نمی توان هیچ انسانی را یافت که در زندگی مشترک خطا نکرده باشد اما این خطا نیست که بنیان زندگی را سست می کند بلکه تکرار خطا و جبران نکردن آن است که باعث می شود زوج ها در طول زمان از یکدیگر دلسرد شوند. بعضی از خطاهای تکرار شونده که به زندگی مشترک آسیب جدی می زند به صورت فهرست وار ذکر می شود. بعضی همسران در زندگی مشترک خود را عقل کل می دانند و به سخن و پیشنهاد همسرشان کوچک ترین اعتنایی نمی کنند. بهتر است با متانت و صداقت بپذیرید که همسرتان در برخی کارها شایسته تر است و شایستگی او را مورد ستایش قرار دهید. سعی کنید برای سخن و پیشنهاد او احترام قائل شوید و بدانید همه چیز را همگان نمی دانند.</div>
<div><strong><br />
فرمان ندادن :<br />
</strong>فرمان ندهید و خانه را به پادگان تبدیل نکنید. متوجه باشید که خانه محل تبادل عشق و محبت است نه کانون یکه تازی و فرمانروایی یک نفر. گاهی افکار مزاحم در ذهن یکی از همسران مانند خوره شادمانی را از زندگی مشترک می گیرد. بهتر است به جای اعمال و رفتارهای دست و پاگیر و اندیشیدن به امور نامطلوب، انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده کنید.</div>
<div><strong><br />
مقایسه نکردن :<br />
</strong>این مشاور خانواده با بیان این که افراد هرگز نباید از ازدواج خود اظهار پشیمانی کنند، تصریح می کند: هرگز زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید و بدانید زندگی هرکس مطابق سلیقه و نگرش و درایت وی شکل می گیرد. بنابراین مسئولیت آنچه را در زندگی مشترک رخ می دهد به عهده بگیرید و آن را به گردن همسرتان نیندازید.</div>
<div><strong><br />
مقابله به مثل نکردن :<br />
</strong>هرگز مقابله به مثل نکنید و به جای رفتارهای تلافی جویانه، رفتار مناسب با شرایط را در پیش بگیرید و در موقعیت مناسب، رفتار اشتباه همسرتان را به وی متذکر شوید.</div>
<div>انگشت نگذاشتن روی نقاط ضعف؛همچنین به یاد داشته باشید که هرگز روی نقاط ضعف همسرتان انگشت نگذارید. هر فردی بدون شک نقاط ضعفی دارد. آشکار و برجسته کردن این نقاط ضعف باعث ایجاد کدورت در زندگی می شود. هرگز از نقاط ضعف همسرتان به عنوان ابزاری برای به سکوت کشاندن یا شکست دادن او در مراحل مختلف زندگی استفاده نکنید.</div>
<div>
<strong>فرد کامل</strong></div>
<div>به یاد داشته باشید که در زندگی مشترک هیچ فردی کامل نیست. به گفته روان شناسان در یک رابطه ۲ تا ۵ نمی تواند ارزش عددی ۱۰ را به وجود آورد. این عبارت به این معناست که در یک رابطه فقط ۲ تا ۱۰می تواند ارزش عددی ۱۰ را ایجاد کند. بنابراین اگر موارد بسیاری در همسرتان ملاحظه می کنید که با رفتار و خلقیات شما در تناقض است، بهتر است دست از تلاش برای تغییر دادن وی بردارید و سعی کنید که با اعمال اصل برابری در زندگی مشترک ارزش وجودی او را به عدد ۱۰ برسانید. روان شناسان می گویند شما تنها می توانید روابطی همسان با توانایی ها و شخصیت تان داشته باشید و قرار نیست پس از ازدواج فرد دیگری شوید. فراموش نکنید که همه انسان ها میل به کمال دارند و به گفته روان شناسان « همه ما از عشق به فردی کامل که در دل ما وجود دارد، رنج می بریم » همه ما به کسانی که گمان می کنیم کامل هستند، علاقه وافر داریم و می خواهیم در کنار آنها به کمال برسیم.</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردی که بدون ضربان قلب زندگی می کند! + عکس</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af-%d8%b9%da%a9%d8%b3/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af-%d8%b9%da%a9%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Feb 2012 20:03:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکس های جالب]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[ضربان قلب]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1490</guid>
		<description><![CDATA[ضربان قلب در تصور عام نشانه ای از حیات است. این درحالی است که به نظر می رسد تپش قلب یک نشانه لازم و حتمی برای حیات به شمار نمی رود. به طوریکه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دو پزشک آمریکایی قلبی مصنوعی را به یک مرد ۵۵ ساله پیوند زدند که به وی اجازه می دهد بدون اینکه ضربان قلب داشته باشد زندگی کند. ضربان قلب در تصور عام نشانه ای از حیات است. این درحالی است که به نظر می رسد تپش قلب یک نشانه لازم و حتمی برای حیات به شمار نمی رود. به طوریکه دو پزشک موسسه قلب تکزاس نشان دادند &#8220;قلبی که نمی تپد&#8221; و &#8220;بیمار بدون نبض&#8221;، حقیقت و آینده جراحی قلب هستند.<br />
این پزشکان که &#8220;بیلی کوهن&#8221; و &#8220;باد فرازیر&#8221; نام دارند در مارس سال گذشته، پس از اینکه قلب &#8220;کرگ لویس&#8221;، ۵۵ ساله را خارج کردند این فرصت را به وی دادند که به مدت یکماه با دستگاهی زندگی کند که به طور مداوم کار می کرد و در واقع یک قلب مصنوعی بدون ضربان بود.<br />
&#8220;کرگ لویس&#8221; از شکل وخیم آمیلوئیدوز قلبی رنج می برد و پزشکان از این واهمه داشتند که بدون تلاشهای لازم، زندگی این مرد ۵۵ ساله ظرف مدت ۱۲ ساعت به پایان برسد.<br />
<span id="more-1490"></span><br />
این قلب که نمونه آزمایشی ۸ سال تحقیقات بود و پیش از این روی حدود ۵۰ گوساله آزمایش شده بود، از دو پمپ سانتریفوژ تشکیل شده است که حرکت خون را بدون توقف تضمین می کنند. اما اگر دستگاه استسکوپ (گوشی پزشکی) روی سینه فرد گذاشته شود هیچ تپشی احساس نمی شود. باوجود این به دلیل اینکه از مکانیزم بسیار ساده ای برخوردار است می تواند در مدت زمان طولانی و با کمترین مشکلات کار کند.<br />
آنها در مرحله آزمایش، قلب حیوانات را خارج کردند و این دستگاه را به جای آن قرار دادند. از فردای آن روز، گوساله ها فعالیتهای عادی خود از قبیل راه رفتن، غذاخوردن و راه رفتن را از سر گرفتند. اولین عمل پیوند قلب مصنوعی را دکتر &#8220;دنتون کولی&#8221; در سال ۱۹۶۲ با موفقیت پیوند زد.</p>
<p>چند ماه قبل نیز پزشکان موسسه کلینیکی &#8220;هیومنیتاس&#8221; در میلان نسل جدیدی از قلب مصنوعی را به یک بیمار ۶۵ ساله مرد پیوند زدند. این قلب مصنوعی قادر است اطلاعات را مستقیماً و از راه اینترنت به پزشکان انتقال دهد.<br />
این قلب مصنوعی در واقع یک دستگاه کوچک ۵ سانتیمتری با وزن حدود ۱۰۰ گرم است که &#8220;دستگاه همراه بطنی&#8221; نام دارد و از یک پمپ برخوردار است که در ابتدای بطن چپ قرار می گیرد و به قلب بیمار کمک می کند که خون را به روشی طبیعی پمپاژ کند.</p>
<div align="center">
<div>
<p><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/02/753674_orig.jpg" alt="" width="410" height="273" /></a></p>
</div>
<p>کرگ لویس توانست به مدت یکماه با این قلب مصنوعی بدون ضربان قلب زندگی کند</p></div>
<div align="center">
<div>
<p><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/02/753677_orig.jpg" alt="" width="410" height="273" /></a></p>
</div>
<p>پزشکان پس از خارج کردن کامل قلب، این قلب مصنوعی را پیوند زدند</p>
<div>
<p><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/02/753673_orig.jpg" alt="" width="410" height="273" /></a></p>
</div>
<p>این قلب مصنوعی از دو پمپ سانتریفوژ تشکیل شده است که حرکت خون را بدون توقف تضمین می کنند</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af-%d8%b9%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگویی خواندنی با پنج فیلمساز موفق سال</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Feb 2012 20:02:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمساز]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌وگو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1489</guid>
		<description><![CDATA[اسکورسیزی و کلونی عاشق داستانگویی هستند، دالدری و پاین دوست دارند سوال بپرسند، در حالی که هازاناویسیوس دوست دارد به آنچه بپردازد که در اطرافش اتفاق می‌افتد و همه آنها گرفتاری‌هایی دارند....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>گفت‌وگویی خواندنی با کلونی، اسکورسیزی، دالدری، هازاناویسیوس و پاین </strong><br />
آن‌ها قواعد متفاوتی در کارشان دارند، در سه کشور مختلف به دنیا آمده‌اند و فیلم‌های کاملا متفاوتی ساخته‌اند. اما وجوه اشتراکی وجود دارد که این پنج فیلمساز را کنار هم قرار داده است. اول اینکه فیلم‌های آن‌ها مدعی‌ اصلی جوایز آخر سال بودند و هستند: فیلم<strong> «هوگو»</strong>ی <strong>«مارتین اسکورسیزی»</strong>، <strong>«اولاد» «الکساندر پین»</strong>، <strong>«آرتیست» «میشل هازاناویسیوس»، «بسیار بلند و خیلی نزدیک» «استفان دالدری»</strong> و <strong>«نیمه مارس» «جورج کلونی».</strong> البته موفقیت در اسکار برای آن‌ها تازگی ندارد، این پنج نفر مجموعا ۱۹ بار نامزد اسکار شده‌اند و سه بار هم توسط آکادمی برگزیده شده‌اند. حتی اگر روش‌هایشان متفاوت باشد اما نگاه یکسانی به فیلمسازی دارند؛ مثلا اینکه انتخاب بازیگران برایشان بسیار مهم است یا اینکه تلاش می‌کنند فضایی مناسبی هنگام فیلمبرداری ایجاد کنند. اما با این حال نباید تصور کرد این کارگردان‌ها مثل هم فکر می‌کنند. اسکورسیزی و کلونی عاشق داستانگویی هستند، دالدری و پاین دوست دارند سوال بپرسند، در حالی که هازاناویسیوس دوست دارد به آنچه بپردازد که در اطرافش اتفاق می‌افتد و همه آنها گرفتاری‌هایی دارند:<strong> شک و تردید</strong>، آزمایشگاه فیلمی که حاصل تلاش یک روز را از بین می‌برد، رابطه‌های از بین رفته یا تیره و تار شده. گزیده صحبت‌های این پنچ کارگردان در میزگرد سالانه کارگردان‌های موفق سال لس آنجلس تایمز در زیر آمده است:</p>
<p>چه چیزی شما را متقاعد می‌کند تا فیلم خاصی را کارگردانی کنید؟<br />
<strong>دالدری:</strong> من فیلمنامه را می‌خوانم. همه چیز دو سال طول می‌کشد. در نتیجه سوال مهم برای من این است که آیا این چیزی است که تو بخواهی دو سال عمرت را با آن بگذرانی. من نوشته‌های بسیاری را می‌خوانم که دوست دارم ببینمشان، دوست دارم کس دیگری آن را بسازد یا نسخه‌ای از آن را بسازد. اما در حقیقت وقتی قرار است این زمان را به ساخت اثری بگذرانم، آیا واقعا من بهترین زمان زندگی‌ام را در این مدت خواهم داشت؟ سوال مهم این است.<br />
<span id="more-1489"></span><br />
<strong>پاین:</strong> برای من، <strong>درخشش یک ایده در ذهنم است، شبیه الهام گرفتن. بوم!</strong> این می‌تواند یک فیلم باشد. بعد از آن زمان کارهای سخت می‌رسد. نوشتن فیلمنامه، پیدا کردن سرمایه گذار و همه کار‌ها. ایده اولیه باید آنقدر قوی باشد تا ارزش دو سال کار کردن و یک سال بعد در موردش حرف‌زدن را داشته باشد.</p>
<p><strong>هازاناویسیوس: </strong>همه به من می‌گفتند که امکان ساختن<strong> «آرتیست» </strong>نیست. و من برای مدتی حرفشان را باور کرده بودم. وقتی دو فیلم موفق در فرانسه ساختم با خودم گفتم: «شاید آن‌ها اشتباه می‌کنند، و شاید من بتوانم این فیلم را بسازم. شاید آنقدر‌ها هم غیر ممکن نباشد». فکر می‌کنم که جواب این سوال وجود یک احساس خوب است؛ چیزی که به تو می‌گوید، این فیلم خوبی خواهد بود، این فیلمی است که می‌توانم دو، سه سال با آن احساس راحتی کنم، در حقیقت، برای تمام زندگی چونکه باید تا آخر عمر با آن زندگی کنی.</p>
<p><strong>کلونی:</strong> من باید بببینم که آیا درحوزه تخصص من است یا نه. دوست دارم چیزهایی را پیدا کنم که فکر می‌کنم نسخه‌ای که من می‌سازم، چیزی است که دوست دارم تماشایش کنم. اما چیزهایی هستند که کنارشان می‌گذارم و می‌گویم «<strong>نمی‌دانم چطور این را بسازم. برای این کار کارگردان‌های بهتری وجود دارند» </strong>بررسی‌اش می‌کنم و اگر مناسبم بود می‌گویم: <strong>«خب، قبول، من می‌دانم چطور انجامش دهم»</strong> من برای زمان طولانی‌ای درگیر دنیای سیاست بوده‌ام و آن را به خوبی می‌شناسم. من آن شکل از کاراکتر‌ها را دوست دارم. و این برای من فاکتوری تعیین کننده است. فیلمنامه «شب به خیر و موفق باشید» را به این علت نوشتم چون عصبانی بودم. در آن زمان به من خائن به کشور می‌گفتند چون که گفته بودم که قبل از فرستادن انسان‌ها به جنگ ما باید به سوالات زیادی جواب دهیم و در نهایت راهی برای بیان این حرف با فیلم پیدا کردم. خیلی دوست ندارم کارگردانی کار اصلی‌ام باشد. در نتیجه به صحبت‌های این کارگردان‌های فوق العاده در مورد روند ساخت فیلم گوش می‌دهم، در حالی که این روند برای من بسیار پیچیده است، زیرا هنوز این کار را به خوبی بقیه انجام نمی‌دهم و در نتیجه از هر کدام از آن‌ها چیزهایی را که فکر می‌کنم به خوبی انجام می‌دهند، می‌دزدم.</p>
<p>مارتی، تو یک مدرک زنده هستی که ثابت می‌کند چیزی به عنوان حوزه تخصص وجود ندارد، زیرا تو می‌توانی از ژانری به ژانر دیگر حرکت کنی؟<br />
<strong>اسکورسیزی:</strong> من سعی‌ام را کرده‌ام.</p>
<p>این تلاشت عامدانه بوده است؟<br />
<strong>اسکورسیزی:</strong> بله، در مورد فیلم<strong> «هوگو»</strong> شکی در مورد این موضوع نیست.<strong> همسرم کتاب را خواند و به من گفت، «این داستان برای توست».</strong> من با کاراکتر پسری کوچک و ایده حضور <strong>جورج ملیس </strong>و فیلمسازی‌اش ارتباط برقرار کردم. در دهه ۴۰ تنگی نفس داشتم و تنها تفریحی که می‌توانستند من را ببرند سینما بود. من و پدرم تجربه دیدن فیلم‌های زیادی را با هم داشتیم، اما او هرگز درباره آن صحبت نکرد. در نتیجه این احساسات و تجربیات قوی به نوعی نقشی تعیین کننده در ارتباط من با انسان‌های نزدیک به من دارند. و در نتیجه شروع «هوگو» از اینجا بود. <strong>همسرم گفت: «بیا و فیلمی بساز که دخترت یک بار بتواند تماشا کند» دخترم تازه ۱۲ سالش شده است. </strong></p>
<p>او «کازینو» را ندیده است؟<br />
<strong>اسکورسیزی:</strong> می‌خواستم اول <strong>«رفقای خوب»</strong> را نشانش دهم.</p>
<p>در اولین روز فیلمبرداری چه حسی دارید؟<br />
<strong>پاین:</strong> می‌دانید، همه ماشین‌ها، تجهیزات و مردان تنومندی که آن‌ها را جابه‌جا می‌کنند. من همیشه از این‌ها می‌ترسیدم، از دستگاه‌ها و تجهیزاتی که سیستم فیلمسازی آمریکایی می‌گوید که تو به آن‌ها نیاز داری. من همیشه می‌ترسم این تجهیزات آن صمیمیت و سادگی فیلمم را از بین ببرد.</p>
<p>(در اولین روز فیلمبرداری) به چه چیزی فکر می‌کنی؟<br />
<strong>پاین:</strong> <strong>وقتی می‌گویم «اکشن» ذهنم به دوران گذشته می‌رود، دوران مدرسه فیلم که فقط من بودم و یک دوربین سوپر ۸ و یک بازیگر</strong>. باید‌‌ همان احساس صمیمیت را با بازیگرهای روبه‌رویم داشته باشم.</p>
<p><strong>هازاناویسیوس:</strong> اولین روز همیشه برای من ترسناک است. با خودم فکر می‌کنم، چرا چنین چیزی خواستم؟ چرا از این همه آدم خواستم تا چیزی درست کنند؟ <strong>می‌خواهم خانه باشم و کنار مادرم شکلات داغ بنوشم و تلویزیون ببینم. بخصوص که زمان زیادی را صرف می‌کنی تا به همه بگویی که این یک فیلم عالی می‌شود، و به خودت هم می‌گویی. اما اگر نشود؟</strong> همه به من خواهند خندید و این بسیار مضحک است.</p>
<p><strong>دالدری:</strong> من سعی می‌کنم جلویش را بگیرم</p>
<p>روز اول؟<br />
<strong>دالدری:</strong> من برای روز اول ایده‌ای دارم. تست می‌کنم و بعد تمرین می‌کنم و از تمرینات فیلمبرداری می‌کنم و این کار را آنقدر ادامه می‌دهم تا ناگهان داخل کار اصلی بلغزم بدون آنکه حواسم باشد. در نتیجه از اتفاقات بد روز اول جلوگیری می‌کنم.</p>
<p>جورج، تو روشی برای روز اول نداری؟<br />
<strong>کلونی:</strong> من تجربه بازی داشته‌ام و در نتیجه می‌دانم که هرگز نمی‌توانی مطمئن باشی که بازیگران با تو هستند یا نه و همیشه این ترس را داری که آن‌ها بفهمند که در حال ادا درآوردن هستی و در حقیقت این کاره نیستی. من در همه فیلم‌هایم از حقه <strong>«سیدنی لومت» </strong>استفاده می‌کنم. روز اول صحنه‌هایی را فیلم برداری می‌کنم که قرار نیست هرگز در فیلم استفاده شود. بازیگران هستند و تو می‌گویی: «آماده، اکشن» اولین برداشت را می‌گیری و می‌گویی: «کات، خوب بود، ادامه می‌دهیم» همه گروه تعجب خواند کرد. چون اگرخود من به عنوان بازیگر بدانم که قرار است کارگردان ۳۰ برداشت بگیرد، در پنچ شش برداشت اول انرژی نمی‌گذارم، زیرا که می‌دانم این برداشت‌ها قرار نیست استفاده شود.</p>
<p><strong>پاین</strong>: مارتی، برای اولین روز فیلمبرداری تو یک سکانس سخت را ترجیح می‌دهی یا راحت؟</p>
<p><strong>اسکورسیزی:</strong> معمولا بستگی به شرایط دارد. زیرا من همیشه نگران گروهم هستم، به همه کسانی که با من کار می‌کنند فکر می‌کنم. برای مثال روز اول فیلمبرداری «گاو خشمگین»، اولین تجربه فیلمبرداری سیاه و سفید «مایکل چاپمن» بود. ما تست‌های زیادی گرفتیم. روز اول فیلمبرداری هم فقط چند تصویر از دنیرو و اندرسون در رینگ را گرفتیم. تصاویر بسیار ساده‌ای بودند. ما هرگز آن تصاویر را ندیدیم چون آن‌ها در حمام رنگ گذاشتند و خراب شدند. در نتیجه خوش شانس بودیم که&#8230;</p>
<p><strong>پاین:</strong> که صحنه‌ مهمی را نگرفتی.</p>
<p><strong>اسکورسیزی:</strong> مگر اینکه کاملا بر صحنه مسلط باشی و صحنه‌ای که می‌گیری ضرورتا بستگی زیادی به جزئیات تکنیکی نداشته باشد. در این زمان ایده‌ ‌خوبی است که همراه با بازیگران سراغ اصل مطلب بروی و کاری قدرتمند را انجام دهی.</p>
<p><strong>پاین:</strong> در فیلم <strong>«اولاد» </strong>برای اولین روز ما سکانس سختی را داشتیم. <strong>صحنه‌ای که کاراکتر اصلی متوجه خیانت همسرش می‌شود و به سمت خانه‌ همسایه‌اش می‌دود و بعد از آن با همسایه‌اش بحث می‌کند که او کیست؟ می‌شناسیش؟</strong> و از این چیز‌ها. نیاز بود کار در آن لوکیشن را اول تمام کنیم.</p>
<p><strong>هازاناویسیوس:</strong> برای بازیگران، در اولین روز باید آن‌ها را آزاد بگذاری و فکر می‌کنم یکی، دو روزی نیاز دارند تا کاراک‌تر را در درونشان پیدا کنند. در نتیجه من نمی‌خواهم به آن‌ها فشار بیاورم. برای فیلم «آرتیست» با صحنه‌های فیلم که درون فیلم ساخته می‌شود شروع کردیم. شات‌های بسیاری داشتیم، اما برای بازیگران مشکلی نبود. اما کاراکتر اصلی بازیگران دو روز بعد به‌وجود آمد.</p>
<p>چقدر از کار شما انتخاب بازیگران است؟<br />
<strong>پاین:</strong> انتخاب بازیگران مهم‌ترین بخش فیلم است. همه اجزای سینما به یک اندازه مهم هستند اما انتخاب بازیگران در درجه اول مهم است. همه قبل از اینکه به خوب بودن فیلم، تصاویر و چیزهای دیگر دقت کنند، می‌پرسند چه کسی در فیلم بازی می‌کند؟ آن‌ها خوب هستند؟ به آن‌ها اعتقاد داری؟ آن‌ها منتقل کننده حرف فیلم هستند، آن‌ها حس فیلم را از کارگردان به بازیگران منتقل می‌کنند.</p>
<p><strong>اسکورسیزی:</strong> گفتنش غم انگیز است، ولی شما می‌توانی فیلمبرداران مختلفی داشته باشی، می‌توانی گروه پس از تولید متفاوتی داشته باشی، می‌توانی کارگردان‌های مختلفی داشته باشی، اما به بازیگران خاصی نیاز داری.</p>
<p><strong>کلونی</strong>: اولین نکته‌ای که در انتخاب بازیگر باید بدانی و به نظرم مهم است، اینکه استخدام یک دوست به عنوان بازیگر همیشه اشتباه است. زیرا در طول کار مجبوری همیشه به خودت بقبولانی که آن‌ها می‌توانند این کار را انجام دهند و آن‌ها را به کاری مشغول کنی که مناسب برای آن نیستند و در ‌‌نهایت مجبوری در تدوین از فیلم حذفشان کنی.</p>
<p>چه اتفاقی می‌افتد اگر بازیگری را اشتباه انتخاب کنید؟<br />
<strong>هازاناویسیوس: </strong>مجبورم که با‌‌ همان شرایط ادامه دهم. اما شکل اساسی این است که دیگر نمی‌توانی به دیگر بازیگران خیلی توجه کنی و باید بیشتر حواست به آن یکی باشد و این برای بقیه بد است. اما چاره‌ دیگری نیست.</p>
<p><strong>اسکورسیزی:</strong> و اینکه سعی کنی با تمهیدات ضعف‌هایش را بپوشانی. مثلا با زاویه دوربین و هر چیزی که می‌توانی.</p>
<p>چطور می‌فهمید که کار ساخت فیلم شما تمام شده است؟<br />
<strong>پاین:</strong> اصطلاحی قدیمی وجود دارد که فیلم‌ها هرگز تمام نمی‌شوند بلکه‌‌ رها می‌شوند. شما می‌توانید تا بی‌‌‌نهایت ادامه بدهید. اما به تجربه من زمانی می‌آید که شما بعد از چندین بار تدوین کردن و نمایش دادن مطمئن می‌شوید که این نسخه بهترین و کوتاه‌ترین نسخه است که همه احساس فیلم را منتقل می‌کند و آنجا احساس می‌کنید که یک جورهایی فیلم تمام شده است.</p>
<p><strong>هازاناویسیوس: </strong>در تبلیغات، اول یک نسخه ۵۴، ۵۵ ثانیه‌ای می‌سازی و با خودت می‌گویی که نمی‌شود این را ۳۰ ثانیه کرد. اما مجبوری این کار را انجام دهی و در ‌‌نهایت می‌گویی نسخه ۳۰ ثانیه‌ای خیلی بهتر است. در نتیجه برای هر فیلم من می‌گویم «زمانش باید یک ساعت و ۳۵ دقیقه باشد»<strong> اولین نسخه معمولا بالای دو ساعت است و خودم را مجبور به حذف کردن می‌کنم. بسیار بسیار دردناک است</strong>. حتی گاهی تدوینگر و تهیه کننده هم می‌گویند که نمی‌توانیم این را حذف کنیم. اما من خودم را مجبور می‌کنم که به آن زمان برسم.</p>
<p><strong>اسکورسیزی: </strong>نکته جالبی در مورد تبلیغات گفتی. چون یادم می‌آید در سال ۱۹۸۸ یک تیزر تبلیغاتی ساختم که یک دقیقه و ۳۰ ثانیه بود. با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم یک دقیقه آن را حذف کنم و آنجا بود که متوجه شدم ذهن چطور یک تصویر را درک می‌کند. و همین موضوع کمک زیادی در تدوین «رفقای خوب» به من کرد.</p>
<p>چطور بین کار و زندگی توازن ایجاد می‌کنید؟<br />
<strong>داردلی</strong>: خدای من!<strong> زندگی شخصی همیشه فدا می‌شود.</strong> برای من ایجاد چنین توازنی بسیار سخت است. <strong>بستگی به این دارد که همراهت چقدر می‌تواند تحمل کند. </strong></p>
<p><strong>کلونی: </strong>من تمام زندگی‌ام مشغول کار نمایش بوده‌ام. می‌دانم که پایان این کار چه احساسی خواهیم داشت و می‌دانم روزی آن کلید‌ها از ما گرفته خواهد شد. مهم نیست، کلید‌ها روزی از همه گرفته خواهد شد و دیگر نمی‌توانیم بازی کنیم. <strong>اما تا وقتی که می‌توانم این ماشین را برانم، تا زمانی که اجازه بازی دارم، برای من یک هدیه بزرگ است و برای بودن در چنین موقعیتی احساس خوشبختی می‌کن</strong>م. در نتیجه تا وقتی کلید‌ها را نگرفته‌اند من این ماشین را می‌رانم و بعد از آن وقتم را صرف چیزهایی می‌کنم که بعضی وقت‌ها برای بخش‌های دیگر روح خوشایندند.</p>
<p><strong>اسکورسیزی: ۱۲ سال از زندگی مشترک من می‌گذرد. خانواده فوق العاده‌ای دارم</strong>. من خیلی خوش شانس بودم. ۱۲ سال در زندگی سینمایی زمان طولانی است. در نتیجه من این توازن را ایجاد کرده‌ام.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عروس در نگاه مادر شوهر</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 12:07:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خانه و خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[عروس]]></category>
		<category><![CDATA[مادر شوهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1486</guid>
		<description><![CDATA[بسیاری از اختلافات عروس مادرشوهری ریشه در رسوبات اشتباه ترین فکر های قدیمی و سنتی دارد. گاهی دیده می شود مادری که دارای فرزند پسر است از همان کوچکی فرزندش پیش بینی می کند که وقتی پسرش ازدواج کند مادرش را به همسرش خواهد فروخت. بسیاری از مادران ایرانی علی رغم حس پسر دوستی که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسیاری از اختلافات عروس مادرشوهری ریشه در رسوبات اشتباه ترین فکر های قدیمی و سنتی دارد. گاهی دیده می شود مادری که دارای فرزند پسر است از همان کوچکی فرزندش پیش بینی می کند که وقتی پسرش ازدواج کند مادرش را به همسرش خواهد فروخت.</p>
<p>بسیاری از مادران ایرانی علی رغم حس پسر دوستی که دارند، بر این باورند که زحمت کشیدن برای پسرها کار بیهوده ایست چون به هر حال بعدا خیانت خواهند کرد و تمام عواطفشان را خرج همسرشان خواهند نمود. چنین مادرانی آمادگی کافی دارند تا هر نوع رفتار عروسشان را به پسر دزدی و هر نوع رفتار پسرشان را به بی وفایی تعبیر کنند. اینها وقتی هم که عروس می گیرند، خودشان طوری رفتار می کنند که عملا وفاداری و محبت کردن به ایشان سخت می شود.</p>
<p>این مادران علی رغم داعیه ی مهربانی زیادی که نسبت به پسران خود دارند ایشان را در شرایط واقعا دشواری قرار می دهند که خیلی زود عصبی و کلافه خواهند شد.<br />
<span id="more-1486"></span><br />
عروسها هم بعضا از این طرز فکرهای قدیمی و البته باطل بی بهره نیستند. بسیاری از دختر خانم ها اصلا از قبل از ازدواج از خانواده ی همسر تصور منطقی و درستی ندارند و در همان فراز و فرودهای ازدواج هم با ملاحظه ی هر نوع اختلاف سلیقه ای ،فکر می کنند بعد از ازدواج که به اصطلاح خرشان از پل گذشت ،روابط خود را با خانواده ی همسر قطع خواهند کرد .</p>
<p>اما اگر کمی منصف و مودب به ادب مسلمانی باشیم به آسانی و با اندکی صبر و خویشتنداری از این سدهای ارتباطی عبور خواهیم کرد و مادرشوهر را مثل مادرمان و عروس را مثل دخترمان خواهیم دید.</p>
<p>مادر شوهر عزیز</p>
<p>یادتان باشد که شما هم وقتی ازدواج کردید پسر مادر دیگری همسر شما شد و با عشق و عاطفه از شما حمایت کرد.</p>
<p>همچنین توجه داشته باشید که عروستان رقیب شما نیست.مطمئن باشید محبتهای زوجیتی جای محبت مادر فرزندی را نخواهد گرفت. همانطور که خودتان همسرتان را به نوعی و مادرتان را به نوعی دیگر دوست داشته و دارید پسر شما هم می تواند محبتهای مختلف و گوناگونی را با هم تجربه کند و غالب هر کدام را بشناسد مگر اینکه مهارتهای ارتباطی را به او نیاموخته باشید و بسیار بی تجربه بار آمده باشد که در این صورت مدتی طول می کشد تا این مهارتها را بیاموزد. البته پسرها معمولا به سادگی و آسانی دخترها نمی توانند محبت خودشان را به خانواده خود نشان دهند و به ظاهر، سرد و بی عاطفه جلوه می کنند. این رفتارها را نباید به همسرانشان ربط داد.</p>
<p>همچنین توجه داشته باشید که عروس شما جوان و بی تجربه است شاید دارای پیش داوریهایی باشد که او را نگران آینده ی روابطش با شما سازد. کافی است تا زمان جلب اعتماد لازم ،با صبر و احترام برخورد کنید و بی جهت به خاطر مسائل بی ارزش دلخوری درست نکنید.<br />
اگر با مادر شوهرتان مشکل دارید گاهی از دریچه ی نگاه او به خودتان بنگرید تا بتوانید او را درک کنید و راه چاره ی مناسبی پیدا کنید . از مردمک چشم مادر شوهرتان نگاه کنید تا عروسی را ببینید که بعد از ده سال زندگی هنوز مثل یک مهمان غریبه کنار شوهرش می نشیند و در گوش او زمزمه می کند.</p>
<p>عروس خانم</p>
<p>شاید شما هم صاحب فرزند پسر بشوید. وقتی پسرتان مرد می شود علاقه ی شما به او بیش از هر زمان دیگری گل می کند.نباید مانع روابط همسرتان با مادرش بشوید و قطع رحم کنید .قطع رحم از بزرگترین گناهانی است که بخشیده نخواهد شد. اصلا شما به داشتن روابطی خوب با کسانی که همسرتان به آنها تعلق دارد، احتیاج دارید. با گذشت زمان این مطلب برای هر خانمی بهتر معلوم می شود .مردی که از ریشه ی خود به آسانی ببرد و اصالت خود را حفظ نکند چندان قابل اعتماد نیست .چنین مردهایی معمولا دارای بیماری روانی هستند. اگر بتوانید با احترام و محبت روابط سالمی را با خانواده ی شوهرتان به دست اورید آنها بهترین پشتیبانان شما در زندگی خواهند بود.</p>
<p>اگر از رفتاری رنجیده می شوید که مدام هم تکرار می شود،اولا از واسطه کردن همسرتان بپرهیزید که شرایط سخت را بحرانی می کند و بد را بدتر می نماید اما آن مطلب را رو راست با مادر شوهرتان در میان بگذارید اگر چه مدت کوتاهی موجب دلخوری شود بهتر از این است که از آنها فاصله بگیرید در حالیکه علت رویگردانی شما را نمی دانند و احیانا آن را به حساب تکبر می گذارند.</p>
<p>اگر با مادر شوهرتان مشکل دارید گاهی از دریچه ی نگاه او به خودتان بنگرید تا بتوانید او را درک کنید و راه چاره ی مناسبی پیدا کنید . از مردمک چشم مادر شوهرتان نگاه کنید تا عروسی را ببینید که بعد از ده سال زندگی هنوز مثل یک مهمان غریبه کنار شوهرش می نشیند و در گوش او زمزمه می کند. زمزمه هایی که بیشتر، غیبت خانواده ی همسر به نظر می رسد.</p>
<p>آقای عزیز</p>
<p>اگر کمی مهارتهای کلامی و ارتباطی را بهتر بیاموزید می توانید تنها با حرف زدن مشکلات را حل کنید. اگر همسرتان نسبت به رابطه ی شما با مادرتان حساسیت نشان می دهد برای این است که او را از محبت واقعی و عمیق خودتان مطمئن نکرده اید. او را مطمئن کنید که هیچ چیزی بین شما فاصله نخواهد انداخت. نگویید قبول دارم که آنها مقصرند اما تو هم بی تقصیر نیستی. اصلا دنبال مقصر نباشید و سعی نکنید همسرتان را محکوم کنید تا این بحث و جدلها به زندگی شما هم کشیده شود بلکه بگویید مهم این است که من دوستت دارم و روی همین مسئله تکیه کنید و سعی کنید وارد جزئیات بحث نشوید.</p>
<p>ضمنا</p>
<p>هیچگاه تحت تاثیر حرفهای همسرتان ازمحبت کردن به مادرتان دریغ نکنید اما تحت تاثیر حرفهای مادرتان هم به همسرتان ستم نکنید و همواره صبور و ساکت کار درست را انجام دهید.</p>
<p>منبع: تبیان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاریکاتور: محرومیت زلاتان و خشم گالیانی</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%da%af%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%da%af%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 15:34:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکس های جالب]]></category>
		<category><![CDATA[زلاتان]]></category>
		<category><![CDATA[کاریکاتور]]></category>
		<category><![CDATA[گالیانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1482</guid>
		<description><![CDATA[ستاره سوئدی دیدار تیمش مقابل یوونتوس در نیمه نهایی کوپا ایتالیا را از دست خواهد داد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در توانایی های فنی زلاتان ابراهیموویچ تردیدی نیست اما او دیوانگی های خاص خودش را دارد و همین مسئله گاهی باعث به دردسر افتادن تیمش می شود. او در دیدار این هفته مقابل ناپولی پس از درگیری با بازیکنان حریف، ضربه ای به صورت سالواتوره آرونیکا زد که نه تنها یک کارت قرمز برای او به همراه داشت بلکه موجب شد تا کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال ایتالیا محرومیتی سه جاسه ای برای او در نظر بگیرد. به این ترتیب او دیدار حساس تیمش مقابل یوونتوس در نیمه نهایی کوپا ایتالیا را از دست خواهد داد. این اتفاق خشم ادریانو گالیانی، نایب رئیس باشگاه میلان را برانگیخت.<br />
<span id="more-1482"></span></p>
<div align="center"><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img src="http://u.goal.com/166600/166642hp2.jpg" alt="http://u.goal.com/166600/166642hp2.jpg" width="420" height="261" /></a></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%da%af%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«شیرین یزدان بخش» بهترین بازیگر بخش مسابقه سینمای آسیا شد +عکس</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%85%d8%b3/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%85%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 15:33:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکس های جالب]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگر]]></category>
		<category><![CDATA[شیرین یزدان بخش]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1478</guid>
		<description><![CDATA[در آیین اختتامیه بخش بین الملل سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر، دیپلم افتخار بهترین بازیگر بخش جلوه گاه شرق (مسابقه سینمای آسیا) به علاوه یک دستگاه خودرو به....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیپلم افتخار بهترین بازیگر بخش جلوه گاه شرق (مسابقه سینمای آسیا) به «شیرین یزدان بخش» برای فیلم «بوسیدن روی ماه» اهدا شد.</p>
<p>به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، در آیین اختتامیه بخش بین الملل سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر، دیپلم افتخار بهترین بازیگر بخش جلوه گاه شرق (مسابقه سینمای آسیا) به علاوه یک دستگاه خودرو به «شیرین یزدان بخش» برای فیلم «بوسیدن روی ماه» ساخته همایون اسعدیان اهدا شد.</p>
<p><span id="more-1478"></span></p>
<div align="center">
<div>
<div><a href="http://www.tafrihi.com" target="_blank"><img title="آیین اختتامیه بخش بین الملل جشنواره فجر" src="http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/11/17/13901117221828930_PhotoL.jpg" alt="آیین اختتامیه بخش بین الملل جشنواره فجر" width="420" height="292" /></a></div>
</div>
</div>
<p>همچنین سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه به «جانگ جین» برای فیلم «آسمان عشاق» از کره جنوبی اهدا شد.</p>
<p>در بخش بهترین کارگردانی هم سیمرغ بلورین به فیلم «پرونده هاکامادا» به «جان می تاکاهاشی» تقدیم شد.</p>
<p>دیپلم افتخار بهترین دستاورد فنی به فیلمبردار فیلم «یازده گل» از کشور چین به «جونگ  یونگ دونگ» و «دونگ چین سونگ» داده شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d9%85%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش تصویری افتتاحیه «آلزایمر»: مهتاب کرامتی، مهران احمدی و احمدرضا معتمدی</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 20:01:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکس های جالب]]></category>
		<category><![CDATA[آلزایمر]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاب کرامتی]]></category>
		<category><![CDATA[مهران احمدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1472</guid>
		<description><![CDATA[افتتاحیه فیلم «آلزایمر» چهارشنبه شب در سالن ایوان شمس تهران برگزار شد. در حاشیه این مراسم جایزه جشنواره نائورمینای ایتالیا به احمدرضا معتمدی اهدا شد.....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" dir="rtl" align="center">
<div>
<div>افتتاحیه فیلم «آلزایمر» چهارشنبه شب در سالن ایوان شمس تهران برگزار شد. در حاشیه این مراسم جایزه جشنواره نائورمینای ایتالیا به احمدرضا معتمدی اهدا شد&#8230;..</div>
</div>
</div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-02-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="273" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"><span id="more-1472"></span></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-03-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-04-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-05-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="273" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-06-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-07-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-08-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="273" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-09-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-10-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-11-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="273" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-12-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-13-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-14-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-15-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-16-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
<div dir="rtl" align="center"></div>
<div dir="rtl" align="center"><img src="http://caffecinema.com/images/stories/EDV/128/alzaymer-17-_caffecinema.com_.jpg" alt="" width="410" height="615" border="0" /></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستان کوتاه: دستم را بگیر کوچولو!‌</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%83%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%e2%80%8c/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%83%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%e2%80%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 19:59:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان کوتاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1470</guid>
		<description><![CDATA[مادر بزرگها و پدر بزرگها و خاله و عمه و عمو و دائی که برای زایمان زنش؛‌ همه تو بیمارستان جمع شده بودند ذوق زده بودند و شاد نگاهش می‌کردند.‌ بچه در آغوش زنش بود؛‌ به هم عمیق نگاه کردند و....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مینا یزدان پرست<br />
 پسرش که دنیا آمد؛‌ تپل و مپل بود عینهو یک پهلوان.‌.. یک رستم درست و حسابی.‌  از روزی که دنیا آمد وقتی پدر دستش را نوازش کرد؛ انگشتان کوچولویش را دور انگشت اشاره پدر گــره کرد. پدر ذوق زده به همه نشان داد:‌  ببینید میشه روش حساب کرد از حالا دستمو محکم گرفته!‌ مادر بزرگها و پدر بزرگها و خاله و عمه و عمو و دائی که برای زایمان زنش؛‌ همه تو بیمارستان جمع شده بودند ذوق زده بودند و شاد نگاهش می‌کردند.‌ بچه در آغوش زنش بود؛‌ به هم عمیق نگاه کردند و هر دو بالای سر نوزاد را بوسیدند&#8230;!<br />
 بچه ها که بزرگ می‌شوند یادمان می‌رود چه عادتهایی دارند؛‌ اما بعضی از عادتهای آنها باقی می‌ماند؛ همیشه عادت کرده بود انگشت پدر را محکم بگیرد..تازه که می‌خواستند راهش بیندازند پدر انگشتان اشاره اش را به سمت او می‌گرفت و او با دستان کوچک و تپلش انگشتش را می‌گرفت؛‌ بالاخره همینجوری راه افتاد. پدر می‌گفت:‌ دیدی گفتم میشه روش حساب کرد دستمو محکم می‌گیره..<br />
<span id="more-1470"></span><br />
 زنش از اداره آمده بود و داشت برای شام آشپزی می‌کرد؛‌ لبخندی زد و به هردو نگاه کرد. پدر گفت ای جانم!‌ خسته شدم بگذار دراز بکشم؛‌ آهان حالا چاقالو بیا روی شکمم&#8230;و اول یک پایش را خم می‌کرد بعد آن یکی پا را خیلی با احتیاط  صاف دراز میکرد و می‌نشست و بعد دراز می‌کشید و بچه را میگذاشت روی شکمش و بازی می‌کردند&#8230;<br />
:‌ پدر دنبالم میکنی؟‌  هر وقت این درخواست میشد مادر می‌گفت:‌ من آمدم بگیرمـش&#8230; اما اینبار دوباره گفت:‌ پدر!‌ پدر دنبالم می‌کنی؛ تند می‌دوی منو بگیری؟‌<br />
پدرو مادر نگاه عمیقی به هم انداختند؛‌ پدر گفت:‌ بدو آمدم بگیرمت!‌</p>
<p>پسرک با شوق می‌دوید دور اطاق و پدر در حالی که به سختی پاها را بلند میکرد؛‌ شروع کرد به تند تند راه رفتن برای دنبال کردنش.  پسرک با نا امیدی برگشت و گفت:‌ تندتر پدر؛‌ تند تند.‌.<br />
مادر گفت:‌ نه پسرم؛‌ بابات؛‌ بزرگه پاش میخوره به میزو صندلی می‌شکنند.. بگذار بابا همینجوری دنبالت کنه.<br />
پدر گفت:‌ آره پسرم؛‌ مامان ناراحت میشه اگه چیزی بشکنه.!! حالا  تو بیا منو بگیر کوچولو.<br />
و هر دو نگاه عمیقی به هم انداختند&#8230;.</p>
<p>جلوی دبستان ایستاده بود و منتظر پسرش بود که جلوی در مدرسه پیدایش بشود؛ بچه ها شیطان و بازیگوش می‌دویدند و از لای در مدرسه که پدرها را می‌دیدند؛‌ شیر می‌شدند و مثل گلوله به سمت پدر و مادرهاشان می‌دویدند. پسرش دوید بیرون با کوله پشتی کوچولوی کلاس اولی ها.‌ دستانش را به سمت پدر باز کرد که بپرد بقلش. پدر مثل همیشه یک پایش را خم کرد و با پای صاف و کشیده دیگر کمی‌ خم شد و او را در آغوش کشید و بالا برد و بقل کرد. پسر گفت:‌ سلام بابا؛‌ منو مثل عمو می‌چرخونی؟:‌ نه پسرم توی کوچه ایم پات میخوره تو صورت بچه های مدرسه؛‌ بارک الله  کوچولو حالا بیا پائین دستمو بگیر مثل دو تا مرد با هم راه بریم.‌<br />
 هفته دفاع مقدس بود؛ توی کلاس داشتند از جنگ و رزمنــده و جانبــاز صحبـت می‌کردند؛‌ که خانم معلم بعد از یک مقداری توضیح راجع به جنک و رزمنده ها؛‌ ناگهان  رو  کرد به بچه های کلاس و گفت:‌ جانباز!‌ مثل پدر این پسر گلم که یک پاشو از دست داده است؛‌ رفته جبهه جنگیده؛‌ از کشورمون دفاع کرده؛‌ یکی از اعضا بدنش را از دست داده اما شهید نشده و زنده است؛‌ و مایه افتخار همه ماها. به افتخار پدر این پسر گلمون یک دست مرتب بزنید&#8230;.. و همه بچه ها دست زده بودند و پیش خودشون به اون حسودی کرده بودند که خوش به حالش.. با خودش فکر کرد:‌ خانم معلم اشتباه گرفته؛‌ من که بابام چیزیش نیست&#8230;؟ بابا جبهه رفته و جنگیده اما چیزیش نیست؛ ولی عیبی نداره برام دست زدند؛‌ دیگه نمیشه به خانم بگم اشتباه کرده آبروش میره جلوی بچه ها&#8230;.</p>
<p>  تا شب توی فکر بود؛‌ منتظر بود بابا بیاد تا بهش بگه خانم معلم چه اشتباهی کرده و یکی از عکسهای جبهه بابا را بگیره ببره برای خانم معلم.‌ پدر آمد و اینبار پسر کوچولو با دقت بیشتری به پدر نگاه کرد و دید که پدر وقتی که خم شد بند کفشهاشو باز کنه یکی از پاهاشو خم نکرد هیچوقت متوجه این ماجرا نمی‌شد.‌ دوید جلو وبا کنجکاوی گفت: سلام پدر  چرا پاتو خم نکردی&#8230;؟<br />
 پدر گفت: سلام کوچولو سلام قهرمان؛‌ خسته ام پام درد میکنه .‌&#8230;. نمی‌تونم راه بیام؛ بیا منو راه ببر تا تو اطاق؛‌ بیا بیا دستمو بگیر کوچولو. پسرک با شیطنت دست پدر را گرفت اما ذول زده بود به پای پدر و شروع کرد به تعریف کردن که:‌ پدر امروز خانم معلم توی کلاس منو اشتباهی گرفت همه برام دست زدند!‌  مادر داشت  چایی که ریخته بود می‌آورد  خنده کنان گفت:‌ سلام؛‌ خسته نباشی.‌ و روشو کرد به پسرش و پرسید:‌ چی رو اشتباه گرفته بود؛ مادرم؟‌</p>
<p> پسرک باز هم رو به پدر گفت:‌ شما رو اشتباه گرفته بودند؛‌ خانم معلم می‌گفت  شما شهیـد شدی؛‌ اما هنـوز زنده ای!‌ بعـد برامون دست زدند!‌&#8230;. پدر و مادر نگاه عمیقی به هم انداختند؛‌ پدر که تازه نشسته بود عرق پیشانی اش را آرام پاک کرد؛‌ از همسرش  برای چایی تشکر  کرد و با دقت به پسرش نگاه کرد؛‌ کمی‌ سکوت کرد و به هوای مرتب کردن کوسنهای پشت کمرش کمی‌ وقت کشی کرد و بعد گفت:‌ نه پسرم معلمت ماهارو اشتباه نگرفته.‌<br />
زن سینی چائی به بقل نشست!‌ با دقت به پسرش نگاه کرد و گفت:‌ نه مادرم؛‌ شمارو اشتباه نگرفتند ولی شما چون کوچولویی هنوز متوجه منظور خانم معلم نشدی.</p>
<p>پسرک هاج و واج و با عجله؛‌ انگار که بخواد جلوی اشتباه مادر و پدر را هم بگیرد تا آنها هم همان اشتباه خانم معلم را نکننــد گفت:‌ نه مامانی؛‌ اون فکر می‌کرد بابا شهید شده ولی هنوز زنده است.‌ می‌گفت یعنی بابا زخمی‌ شده؛‌ پاش  یک چیزیش شده.‌<br />
پدر گفت:‌ بیا؛‌ بیا بقلم تا برات تعریف کنم یعنی چی؛‌ تو یک قهرمانی؛‌ یک قهرمان کوچولو و انگشتش را به سمت پسر کوچولو دراز کرد؛‌ پسر روی عادت فورا&#8221;  دستش را دور انگشت پدر مشت کرد و روی پای دراز شده پدر پرید و رفت بالای زانوی پدر نشست.‌</p>
<p> پدر آرام آرام شروع کرد برای او از جبهه و جنگ تعریف کردن؛‌ و پسرک با بی تابی گفت:‌ می‌دونم پدر؛‌ عکسهاتو هم دیدم؛‌ میدونم آن دوستت که توی عکسه شهید شده برام گفتی!‌ ولی اون شهید شده نه شما! من هم همینو میگم عکس دوستتو با خودت بده ببرم نشون بدم؛‌ بگم اون شهید شـده.‌.   پدر خندید؛‌ عمیق و خشک و.. نمناک؛‌ گفت:‌ نه پدر جان گوش کن شما دیگه از الان یک مرد درست حسابی می‌شی گوش کن!‌ حاضری؟‌ بگم؟‌ تعریف کنم؟‌ پسرک هم که منتظر یک داستان مهیج و دلنشین بود به سرعت گفت:‌ بگید.!<br />
  پدر باز شروع کرد آرام آرام از جنگ گفتن و اینکه آن روز که دوستش کشته شده بود.‌ پسرک اصلاح کرد:‌ شهید شده بود..! پدر لبخند زد و گفت بله شهید شد؛ اما از آن روز یک چیزی برای قهرمان کوچک گفته نشده بود و آن اینکه پدر یکی از پاهایش را همان جا از دست داده بود و هفت سال بود که پدر و مادر با دقت تمام این مسئله را از او پنهان کرده بودند.‌</p>
<p>پسرک با چشمان از حدقه در آمده گفت:‌ یعنی شما یک پا ندارید؟ پدر سرش را بالا گرفت و خیلی محکم و جدی گفت:‌ بلــه!‌  پسر تا حالا پدر را اینقدر جدی ندیده بود؛‌ جدی؛‌ آرام؛‌  و قوی.‌ پسر گفت:‌ ایناهاش؛‌ یکی؛‌ دوتا!‌<br />
پدر گفت:‌ یکی از پاها مصنوعیه؛‌ میخواهی نشونت بدم.‌  مادر گفت:‌ مامان جون خیلی جالبه مثل آدم آهنیت که پاهاش آهنی و قوی هست. اینقدر خوشت می‌آد.<br />
پسرک خودش را از روی پای پدربه پائین  ســر داد و عقب ایستاد و گفت:‌ ببینـــم؟‌</p>
<p>پدر به آرامی‌ پاچه شلوار را بالا زد؛‌ برایش سخت بود؛‌ سالها بود با پوشیدن جورابهای کلفت و بلند مواظب بود که پسر عزیزش چشمش به پای مصنوعی اش نیافتد؛ حتی در گرمای تابستان که دوستانش که وضعیتی شبیه او داشتند گهگاهی از زخم شدن پاهایشان گله می‌کردند و پای مصنوعی را در می‌آوردند و با عصا بیرون می‌آمدند؛ زخم و درد را تحمل کرده بود تا کودک آزرده و غمگین نشود؛ تا به سنی برسد که بفهمد؛‌ آنچه را که بایـد.<br />
  مادر روی زمین نشست و به پدر کمک کرد؛‌ وقتی پدر همانطور که دولا شده بود جورابش را در آورد به فکر فرو رفت؛‌ مادر مثل همیشه به کمک پدر آمد و با آرامش و احترام شروع به در آوردن جوراب کرد؛‌ هر دو نگاه عمیقی به هم انداختند و جوراب که درآمد.‌ پسرک برای اولین بار در زندگیش یک پای مصنوعی دید؛‌ به رنگ پوست بدن؛‌ براق و صیقلی زیر نور اطاق برق میزد.. صاف بدون هیچ چین و چروکی.‌  مادر و پدر کمی‌ پاچه شلوار را بالاتر زدند و به او نگاه کردند و مادر گفت:‌ ایناهاش.‌ بیا جلو ببینش؛‌ بیا مادر  بیا بهش دست بزن.‌</p>
<p>پسرک با  احتیاط  جلو رفت؛‌ کمی‌ شک داشت که دست بزند یا نه؟‌ راستـش دلش برای پــدر سوختــه بــود؛‌ که اینجور آرام به او نگاه می‌کرد و پایش را دراز کرده بود.‌ باز به پدر نگاه کرد.<br />
 پدر چشمکی  زد و با ســر به او اشاره کرد که بیا جلو.‌ پسرک گفت:‌ از جاش در می‌آد؟ درش می‌آری؟<br />
پدر با لبخند سری تکان داد و به آرامی‌ فشاری به پای مصنوعی آورد؛‌ و مــادر با احتیـــاط  پای مصنوعی را از پاچه شلوار به سمت بیرون کشید.‌حالا جـای پـای پـدر در شلوار خـالی بـود.!‌<br />
باز به پدر نگاهی انداخت.‌<br />
به پدر گفت:‌ پا مصنوعی واقعیـــه؟‌</p>
<p>پـدر و مادر؛‌ از سئوالش جا خوردند؛‌ از تناقضی که در جمله بود  خنده شان گرفت؛‌ به هم نگاه می‌کردند و می‌خندیدند؛‌ اما پــدر بیشتر از مادر می‌خندید؛‌ از ته دل؛‌ از ته ته دلش.‌&#8230; قاه قاه&#8230;<br />
پدر گفت:‌ واقعیه.‌ واقعی  واقعی.!</p>
<p>داشت نقاشی می‌کشیــد؛‌ با خودش به نتیجه رسیده بود که معلم بیخودی نگفته بود برایشان دست بزنند؛‌ پدرش یک شعبده باز واقعی بــود؛‌  هم شهیـد بود؛‌ هم زنــده!‌  تــازه.‌.توی این سالها پای واقعیش را زیر پای مصنوعی قایــم کــرده بــود!  به خودش گفت:‌ هیچ پدری مثل پدر من قهرمان نیست؛‌ پدر من قهرمان واقعیه.‌<br />
پـدر نشست  هنوز پای مصنوعی کنار دست پسرک بود؛‌ تا دید پدر روی مبل نشست و از چرت زدنش بیدار شده؛‌ خواست پای مصنوعی را بقل کند ببرد برای پــدرش.‌.<br />
پدرگفت:‌ نه اونو نیارش؛‌  بیا قهرمان؛‌ بیـا  خودت به من کمک کن!‌<br />
و انگشتش را دراز کرد:‌  دستمو بگیر کوچولــو.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%83%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88%e2%80%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی شیرین می شود!</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 13:29:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خانه و خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1467</guid>
		<description><![CDATA[شروع زندگی همیشه با مشکلات مختلفی همراه است که خیلی وقت ها تازه عروس و دامادها تصور آن را نداشته اند. به هر حال هر شروعی مشکلات خاص خودش را دارد و ازدواج هم از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین، اگر شما هم با این مشکلات رو در رو شده اید مراقب باشید که نسبت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شروع زندگی همیشه با مشکلات مختلفی همراه است که خیلی وقت ها تازه عروس و دامادها تصور آن را نداشته اند. به هر حال هر شروعی مشکلات خاص خودش را دارد و ازدواج هم از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین، اگر شما هم با این مشکلات رو در رو شده اید مراقب باشید که نسبت به آن عکس العمل مناسبی نشان دهید. گاهی اوقات همسران فراموش می کنند که نباید به یکدیگر فرمان دهند، نباید همدیگر را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده اند سرزنش کنند و بالاتر از آن نباید تقصیر مشکلات را به گردن دیگری بیندازند. در میان همه مشکلاتی که شما و زندگی نوسازتان را احاطه کرده اند، این عشق و عاطفه است که می تواند کمک کند بر مشکلات غلبه کنید. شما باید همواره به همسرتان نشان دهید که او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برای شما اهمیت دارد. حتی وقتی از دست همسرتان ناراحت هستید، کمی تواضع به خرج دهید و بپذیرید که او هم به اندازه شما کم تجربه است و ممکن است تا یاد گرفتن راه و چاه زندگی مسیر زیادی در پیش داشته باشد. بنابراین به او احترام بگذارید و اجازه دهید با آزمون و خطا و البته تجربه کسب کردن راه درست زندگی مشترک را پیدا کند.<br />
محیط عاطفی ایده آل خود به خود به وجود نمی آید. زندگی مشترک نیازمند ساختن است و مهم تر از آن نیازمند محافظت از چیزهایی که ساخته اید. اگر علایق همسر خود را بشناسید و کمی مدارا در پیش بگیرید، می توانید زندگی عاطفی تان را طوری پیش ببرید که به رشد و بالندگی شما منجر شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«برف روی کاج ها» منتخب مردمی جشنواره ی فیلم فجر در روز سوم</title>
		<link>http://www.linkdoni.net/%d8%a8%d8%b1%d9%81-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%83%d8%a7%d8%ac-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d9%81/</link>
		<comments>http://www.linkdoni.net/%d8%a8%d8%b1%d9%81-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%83%d8%a7%d8%ac-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d9%81/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 13:29:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[برف روی كاج ها]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.linkdoni.net/?p=1464</guid>
		<description><![CDATA[آمار روز سوم انتخاب های مردمی جشنواره سی ام در سینماها اعلام شد و بر این اساس، دو فیلم «برف روی کاج ها» پیمان معادی و «بوسیدن روی ماه» همایون اسعدیان در بخش داخلی و «عقاب» در بخش بین المللی صدرنشین جدول تا روز سوم ( ١۵ بهمن) لقب گرفتند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آمار روز سوم انتخاب های مردمی جشنواره سی ام در سینماها اعلام شد و بر این اساس، دو فیلم «برف روی کاج ها» پیمان معادی و «بوسیدن روی ماه» همایون اسعدیان در بخش داخلی و «عقاب» در بخش بین المللی صدرنشین جدول تا روز سوم ( ١۵ بهمن) لقب گرفتند.</p>
<p>به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، آمار انتخاب بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در سینماهای مردمی جشنواره سی ام فیلم فجر به ترتیب امتیاز اعلام شد.</p>
<p>رده بندی انتخاب بهترین فیلم از نگاه تماشاگران تا پایان روز سوم نمایش فیلم (جمعه ١۵ بهمن) به شرح زیر است:</p>
<p>بخش مسابقه بین الملل</p>
<p>١ عقاب با ٢۴٧/٠ امتیاز ٢ عمر قاتل من است با ٢۴٢/٠ امتیاز ٣ سلطان جزیره شیطان با ٢٠٣/٠ امتیاز</p>
<p>بخش مسابقه سینمای ایران.<br />
<span id="more-1464"></span><br />
١ برف روی کاج ها با ٠١/٣ امتیاز ٢ بوسیدن روی ماه با ٩٠/١ امتیاز ٣ پل چوبی با ٠٧/١ امتیاز ۴ پذیرایی ساده با ۴۴/١ امتیاز ۵ بی خود و بی جهت با ٢٩/١ امتیاز ۶ خوابم می آد با ١۵/١ امتیاز ٧ گشت ارشاد با ١٣/١ امتیاز ٨ یکی می خواد باهات حرف بزنه با ٠۵/١ امتیاز ٩ من و زیبا با ٠٠/١ امتیاز ١٠ یک روز دیگر با ٩۴/٠ امتیاز.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.linkdoni.net/%d8%a8%d8%b1%d9%81-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%83%d8%a7%d8%ac-%d9%87%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Minified using disk: basic (Feed is rejected)
Page Caching using disk: basic
Database Caching using disk: basic
Object Caching 5001/5240 objects using disk: basic

Served from: www.linkdoni.net @ 2012-02-23 11:34:23 -->
