نوشته های با برچسب ‘اسب حیوان نجیبی است’
نگاهی به فیلم های اکران شده در فصل پاییز و نکات مثبت و منفی آنها
اکران پاییز امسال را به حق می توان کلکسیونی از نمایش فیلم های سینمایی در چهار رده خوب، متوسط، ضعیف و مشمئزکننده قرار داد. فصل برگ ریز اما یک فیلم میلیاردی و یک فیلم شبه میلیاردی داشت. حتی فروش گیشه نیز در این فصل، در چهار طبقه یاد شده کاملا مراعات شد. اما نکته ای که این وسط وجود دارد این است که ترکیب بازیگران سینمای ایران در اکران پاییز هیچ تنوعی را نشان نمی دهد. بسیاری از بازیگران صاحب سبک در این فصل، فیلمی را روی پرده نداشتند و البته ناگفته نماند که برخی بازیگران نیز دو فیلم را به صورت همزمان روی اکران داشتند.
● فیلم های خوب
شاید انتخاب فیلم های خوب فصل پاییز، یک اشتراک نظر بی سابقه را در میان منتقدان سینمایی به همراه داشته باشد. ساده ترین انتخاب در میان این هجده فیلم، «اسب حیوان نجیبی است»،«سعادت آباد» و «یه حبه قند» است.
«اسب حیوان نجیبی است» را باید در زمره کمدی های خوب ایران طی چند سال اخیر به حساب آورد که با یک حساب سرانگشتی، از مزیت های بیشتری نسبت به دیگر کمدی موفق امسال یعنی «ورود آقایان ممنوع» برخوردار است.
سوژه مستقلا بکر داستان به علاوه قدرت انتخابی که نویسنده برای تک تک پرسوناژهای خود جهت خلق فضاسازی های جدید داده، سبب شده تا «اسب حیوان نجیبی است»، کمدی موفقی را به نمایش بگذارد.
نه گلزار به کمک عطشانی آمد و نه گرته برداری از پرویز صیاد!!
آمار فروش «در امتداد شهر» بیانگر آن است که برای کشاندن مخاطب به سینما علاوه بر محمدرضا گلزار به مقادیری داستان متفاوت و کارگردانی استاندارد هم نیازمندیم.
در حالی که بسیاری از منتقدان گمان می کردند فیلم تازه علی عطشانی به مدد حضور محمدرضا گلزار در آن هم که شده قادر است پیشتاز جدول فروش سینماهای کشور باشد اما آمار فروش سینماها بیانگر آن است که برای کشاندن مخاطب به سینما علاوه بر محمدرضا گلزار به مقادیری داستان متفاوت و کارگردانی استاندارد هم نیازمندیم.
عطشانی که فیلم قبلی خود «دموکراسی در روز روشن» را با بستن قراردادی هنگفت با محمدرضا گلزار جلوی دوربین برده و اتفاقا فروش فیلم هیچ گاه نتوانسته بود هزینه ای که صرف تولید شده بود را جبران کند بار دیگر برای کشاندن مخاطبان به سینماها به سراغ محمدرضا گلزار رفت و فیلمی با عنوان «شش نفر زیر باران» را ساخت! فیلمی که در روزهای انتهایی جشنواره سال قبل به نمایش درآمد بلکه به مدد حواشی برآمده از آن بتوان تبلیغات مرتبط با اکران فیلم را آغاز کرد اما حتی یک منتقد هم پیدا نشد که از ساختار یا محتوای این فیلم تمجید کند!
نگاهی به اسب حیوان نجیبی است
ساخته جدید عبدالرضا کاهانی از منظر کارگردانی گامی رو به جلو برای وی به شمار میآید. توانایی موثر در ایجاد مقارنه حسی میان آدم های اثر، طراحی میزانسنهای هدفمند برای تشریح دقیق موقعیت محیط و همچنین بهره گیری اصولی از تکنیک دوربین روی دست جهت انعکاس مناسب فضای روایی فیلم در صحنه های گفت وگوی خیابانی و رفت و آمدهای مداوم شخصیت ها در این زاویه محیطی از دوربین، تماشاگر را با اثری روبرو کرده که در پرتو فلسفه و نگاه هدفمند خود، بخشی از زائده های رفتاری جامعه امروز ایران را به تصویر کشیده است. در زیر نگاهی به ویژگی های این فیلم می اندازم و شاخصه های کارگردانی کاهانی را که بی اغراق یکی از بهترین های این حوزه فنی در سال ۱۳۹۰ به شمار میآید برمی شمارم.
شخصیت پردازی: شخصیت های فیلم کاهانی در یک زنجیره ارتباطی با هم، توانسته اند تا دغدغه های خودشان و نوع نگاهشان به زندگی را بازتاب دهند. فضای ارتباطی آنها اگرچه انفکاک و جدایی هدف را در یک نگاه رویی نشان می دهد اما تمرکز بر رفتارها و دیالوگ های آنها این نکته را آشکار می سازد که چندان هم از یکدیگر دور نیستند و غم نان در واکنش هایشان کاملا هویداست. مامور قلابی با بازی تماشایی عطاران به دنبال پاس کردن بدهی هایش در یک قالب دروغین فرو رفته و با مانور توخالی قدرت، دیگران را تلکه می کند. مسعود با بازی حساب شده حبیب رضایی، تصویری از یک انسان مفلوک و از همه جا رانده را منعکس می کند که غم نان و دغدغه بدهی هایی که دارد او را به الکل گرایش داده است، شاید از این طریق تا حدودی از آن دنیای تیره و تارش فاصله بگیرد. حکیمه یک زن فرو غلتیده در انحطاط و اعتیاد است و دنیا در نظرش جلوه ای ندارد. پیمان با نقش آفرینی غافلگیر کننده کارن همایونفر در انواع مشکلات و بدهی ها غوطه ور است و البته کارگاه موسیقی اش را به عنوان یک مامن برای نسترن درآورده است.
مورد عجیب عبدالرضا کاهانی!
درباره کارگردان فیلم «اسب حیوان نجیبی است» که بالاخره به نمایش درآمد
عبدالرضا کاهانی فیلمساز جوان اما مشهوری است. آخرین فیلمی که ساخته، «اسب حیوان نجیبی است» پس از کشوقوسهای زیاد بالاخره از اول این هفته در سینماهای کشور اکران شده است. اگر کارنامه این فیلمساز جوان را بررسی کنیم به نکات جالبی میرسیم. کاهانی متولد سال ۱۳۵۲ در نیشابور و فارغالتحصیل رشته بازیگری از دانشگاه آزاد و فوق لیسانس کارگردانی تئاتر است که البته آن را نیمهکاره رها کرد. سال ۱۳۸۰ با نوشتن فیلمنامه «سفر به شرق» ساخته سید مهدی برقعی وارد سینما شد. فیلمی که کمتر کسی در کارنامه کاهانی آن را به یاد میآورد. فیلم ماجرای پسری است که مدعی ساخت یک سفال زیبا شده و در مسابقات داخلی هم رتبه اول را بهدست آورده، بعد به مسابقات کشوری دعوت میشود تا در حضور هیأت داوران همان سفال را بسازد. حالا پسر باید دور از چشم دیگران، سازنده اصلی سفال را پیدا کند. او پنهانی به سفری میرود که مشکلات زیادی برایش به همراه دارد. برای کاهانی که امروز میشناسیم، فیلمنامه دور از ذهنی است. اصلا همکاری کاهانی، که خودش در فیلمسازی نشان داده گرایشهایی به مخاطب خاص دارد با سیدمهدی برقعی، که این سالها فیلم «لج و لجبازی» را از وی به یاد میآوریم، نکته جالب توجهی است. شاید به همین دلیل هم این فیلم در خاطر کسی باقی نمانده است.
دو سال بعد از «سفر به شرق»، اولین فیلم خودش، مستند «باد به دستان» را ساخت. سوژه این فیلم مستند به فضاهای فانتزی ذهن کاهانی؛ که بعدها در فیلمهای داستانیاش خودش را نشان میدهد، نزدیک است. فیلم ماجرای مردی است که پنج زن و پنجاه فرزند دارد و در روستایی زندگی میکند. او مجبور است برای ارتزاق خود و خانواده پرجمعیتش به سختی کار کند و در این راه از زنان و فرزندانش کار میکشد. «باد به دستان» به دست باد سپرده شد و فقط نامی از آن در کارنامه کاهانی باقی مانده است و فیلم را کسی ندیده. حیف که اولین فیلم داستانی کاهانی در مرحله فنی متوقف شد وگرنه امروز ترکیب این کارگردان جوان محبوب با بازیگر ستاره سینمای ایران، حامد بهداد چقدر مورد توجه قرار میگرفت. «رقص با ماه» (۱۳۸۴) سوژه جنجالی هم داشت: «جوانی نابینا به نام هاشم از راه حضور در مهمانیها و سرگرم کردن مردم گذران زندگی میکند.» از همین اولین فیلم کاهانی معلوم شد این جوان فیلمساز به دنبال سوژههای نو و احیانا جنجال برانگیز است. نکتهای که به ذهن میرسد این است که اگر «رقص با ماه» به پایان میرسید، مجوز نمایش میگرفت یا به فهرست فیلمهای مشکلدار کاهانی اضافه میشد؟
ادامه مطلب »
دو فیلم که سینماها را نجات دادند
رضا سعیدی پور ـ مدیر پردیس سینمای «آزادی» ـ در گفت وگویی با خبرنگار بخش سینمای خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) با بیان اینکه معدل فروش سینماها در فصل پائیز قابل قبول بوده است، ادامه داد: فکر می کنم دو فیلم سینمایی «سعادت آباد» و «یه حبه قند» گیشه مان را نجات داد. فکر می کردیم پس از فصل بهار و تابستان، فروش سینماها افت شدیدی خواهد کرد اما اکران دو سه فیلم خوب در این فصل، شرایط را تغییر و سینماها را نجات داد.
وی ادامه داد: دو فیلم «یه حبه قند» و «سعادت آباد» بار فیلم های دیگری که در پاییز اکران شدند را به دوش کشیدند. واقعا فکر می کنم اگر این دو فیلم نبودند پائیز بدی را داشتیم.
این سینمادار در عین حال خاطرنشان کرد:البته در پایان فصل هم «اسب حیوان نجیبی است» در سینمای آزادی اکران شده که بعید نیست آن هم به جمع فیلم های میلیاردی اضافه شود.