نوشته های با برچسب ‘خنده’
چگونه وقتی ناراحت هستیم، بخندیم
برخی افراد از درون غم دارند؛ اما وقتی در جمعی قرار می گیرد، خود را بسیار خندان و شاداب جلوه می دهد. برای اینکه غم خود را به دیگران منتقل نکنیم و در اوج غم و اندوه، چهره ای خندان داشته باشیم، باید چه کار کنیم؟ برخی از افراد توانایی آن را دارند، زمانیکه در محیط های متفاوت قرار دارند، رفتار خود را طبق همان محیط تغییر داده و برمحیط مسلط باشند؛ اما برخی دیگر اینطور نیستند و محیط بر آنها مسلط است.
انسانها معمولا دارای قدرتی به نام اراده هستند که تحت هر شرایطی، محیط بر آنها تاثیر نمی گذارد و هرقدر این اراده در افراد تقویت شود، بر محیط مسلط تر خواهند بود.
فرض کنید در جمعی، در به شدت به چارچوب برخورد کرده و صدای مهیبی را تولید می کند و تحت تاثیر این صدا، افرادی که در آن جمع قرار گرفته اند، واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. مثلا یک نفر می ترسد، یک نفر داد می کشد.
تمام این عکس العمل ها و واکنش ها به شرایط رشد، پرورش و تربیت افراد برمی گردد. اگر رفتار فردی طبق عادت تکرار شود و چنین تلقینی در درون خود داشته باشد که نمی تواند آن را ترک کند، این رفتار در او نهادینه می شود؛ اما اگر اراده کند، می تواند بر رفتار خود کنترل داشته باشد که این روش نیاز به تمرین دارد. شاید بار اول آن کار را تکرار کند، اما به تدریج، زمان آن را کمتر می کند و بعدها از بین می رود.
برخی افراد برای اینکه مشکلات و دغدغه های خود را به بیرون بریزند و خود را تخلیه کنند، سعی می کنند که با اطرافیان خود درد دل کرده یا اگر در جمعی قرار می گیرند، این ناراحتی را به آنها انتقال دهند، این روش، درست نیست؛ زیرا با این روش افراد بیماری های روانی را در جامعه تشدید می کنند.
حقایقی از زندگی شخصی مهران مدیری
نوروز سال ۸۹ یعنی اولین سالی که مهران مدیری در تلویزیون حضور نداشت و سریال های ضعیف تلویزیونی صدای همه را درآورده بود، مجید مجیدی کارگردان شناخته شده سینما که در آن زمان از دست سریال های تلویزیون به خصوص یکی از آنها خیلی شاکی بود با عصبانیت خاصی گفته بود: «باید واقعا به مهران مدیری اسکار داد چون کارش یک استاندارد و کلاس خاصی دارد». حالا او بعد از بازی در «پل چوبی» و بعد از داستان هایی که درباره توقف قهوه تلخ به وجود آمده است، دوباره با ماجرای انیمیشن تهران ۱۵۰۰ در صدر خبرهاست.
● بازگشت در نقش پیرمرد ۱۶۰ ساله
به گزارش برترین ها مهران مدیری که این روزها خبرهای بسیاری درباره متوقف شدن سریال قهوه تلخ او منتشر شده، چند روز پیش با حضور در استودیوی انجمن گویندگان جوان، نهایی سازی دیالوگ های انیمیشن سینمایی تهران ۱۵۰۰ را آغاز کرد. با حضور مهربان مدیری در این انیمیشن باید گفت که مرحله جدیدی از فعالیت های متفاوت مهران مدیری در عرصه سینما و تلویزیون آغاز شده است. بسیاری از علاقه مندان بی شمار مهران مدیری منتظر اولین نمایش این انیمیشن هستند.
مهران مدیری که گویندگی نقش اکبرآقا که پیرمردی ۱۶۰ ساله است را در این انیمیشن برعهده دارد تغییرات نهایی دیالوگ های نقشش را در حضور بهرام عظیمی کارگردان و مهرداد رئیسی مدیر دوبلاژ این انیمیشن اعمال کرد.
● همه حامیان مدیری: از مرحوم گل آقا تا پوراحمد و انتظامی
مهران مدیری و کارهایش همیشه در این سال ها حامیان فراوانی داشته. از مرحوم کیومرث صابری فومنی که حدود یک دهه قبل مهران مدیری و همکارانش را دعوت کرده بود به موسسه گل آقا و تقدیر ویژه ای از مهران مدیری به عمل آورده بود تا سال ها قبل که کیومرث پوراحمد یادداشتی مفصل در تحسین برنامه های مدیری در ماهنامه فیلم نوشته بود. سال گذشته نیز عزت الله انتظامی به پشت صحنه قهوه تلخ رفت و به اظهارنظر درباره کارهای مدیری پرداخت.
۹ سریال کمدی برای نوروز
حدود سه ماه به آغاز سال جدید و تعطیلات نوروزی باقی مانده است و شبکههای تلویزیونی برای ساخت مجموعههای نوروزی خود از مدتی قبل دست به کار شدهاند.
«پایتخت۲» و سریالی که قرار بود مسعود دهنمکی برای شبکه اول بسازد، گزینههای شبکه اول سیما برای پخش در ایام نوروز به شمار میآیند. «سیر و سرکه» عنوان مجموعه ای از گروه فیلم و سریال شبکه دو سیماست که به کارگردانی غلامرضا رمضانی و تهیهکنندگی زاهدیفر به عنوان سریال نوروزی شبکه دو شناخته میشود. شبکه دو پیش از این اعلام کرده بود: غلامرضا رمضانی،هادی مقدم دوست،حسین مهکام و شهرام شکیبا نگارش فیلمنامه سریال «سیر و سرکه» را در قالب طنز عهدهدار هستند. این سریال که در کنار سریال «سهمی برای دوست» به کارگردانی سید مسعود اطیابی و تهیه کنندگی بهروز مفید یکی از گزینههای پخش نوروز ۹۱ است، داستان پیرزنی را روایت می کند که پسرش سالهاست در خارج از کشور زندگی می کند، او قرار است
از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟
در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن ک…ی؟
در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد ندارم و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه من و دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.